♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کنار تو آرامشی با منه....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی حرف رفتن میزنی ....بارانی میشوم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پنجره ها را که می بندم باد به صورتم می خورد ماه رفته است و دستهایم هنوز از کاغذ نانوشته می ترسد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باد و باران دیگرحرفی بامن نمی زنند وگرنه حتما شعری داشتم که نم نمک درباد بخوانم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بهار چشمانت همیشه شاعرانه می آید...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به اینجا که می آیم هنوز هم به جای درود باید بگویم خسته نباشید به اینجا که می آیم چقدر دلم می خواهد بیشتر بمانم..به خاطرت....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام سیگارهای انتظار را کشیدم ولی تو در مه آلود دود ها خزر رفتی وعطر سکوتت آخرین هدیه ی عید من شد
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 3 ساعت و 16 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .