♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیروز خبردار شدم برادر یکی از دوستای صمیمیم فوت کرد . هنوز باورم نمیشه ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگی دگر برایم بی تو فقط هجوم تلخ خاطرات با تو بودن است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوست دارم شعرهایم را پیش پای تو قربانی کنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمانم را به آسمان میدوزم....ای خزر جاودان ..... از دور چیزی نمایان میشود ابـــــــر !! خدوندا رحمان تر از تو کجا توانم یافت؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی تو نه بوی شرجی خزر نجاتم داد نه شمارش ستاره ها تسكینم..... چرا صدایم كردی ؟ چرا ؟؟؟؟ !لعنتی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بادها می وزند! و این زندگیست که جریان دارد بی توجه به تو و من. و یک نگرانی عمیق! در پی جریان فکری مطرود. سالها حب و بعض و اکنون چیزی بیش از آن!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عکسها زرد می شوند در عبور زمان و ما رنگ پریده در گذر عمر...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خانه ام ویران است و دلم در تب یک تنهایی همچو موجی غمگین رهسپار دل دریایی یک باران بهاری است....کنار خزر...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 22 ساعت و 20 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .