♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دستهایت هم دیگر بوی رفاقت نمیدهد وقتی بین فاصله ها پذیرای ِ پیشکش ِ مهربانی دیگران شده ای.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دعا ،نیایش و اعـــــــــــــتلای مرداب ....شکوفایی نیلوفرانیست که در آن میشکفند . ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرگ! رهایی ست برای پیرزنی که سالها چشم می ساید در بستر بر زندگی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آوار تلخ خاطره ها روی باورم این ، ابتدای زندگی من ، بدون "تو" ست!!!!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر عاشقانه می نویسم......فقـط تمـرین آدم بـودن میکنم ..!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من و این جاده ی شمالی.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من از جنس بارانم بهانه ای برای رفع دلتنگی خدا و لمس گونه های بندگانش... عطر تنم تنفس آسمان... و صدایم لالایی خداگونه ... آهی که از دل برآرم امید دارم که بر دل نشیند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من در سکوت می بازم آهسته تر از پیچش بامبوهای مست در گلدان آرام تر از رشد زمان روی شانه ام یک آن خدایا فقط یک آن مرا از جهانت بگیر....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 13 ساعت و 11 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .