♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مگر این روزهای من چه شکلیست ...همه میگویند بعد از تو به این روز افتاده ام....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ابرها سايه مي بارند باران با من قهر است !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سياه مي شوم تو كه مي روي زودتر برگرد..... نفسم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
كار خودت را كردي پدر بخواب ديگر ... دو چشم درشت با يك دريا نمك بجايت مانده است كه پنج شنبه ها از سر تا پا سنگ ات را مي شورد !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من شبیه عبور درناها کوچ را می فهمم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو را هرگز نمی بخشم اگر به چشمات نیاموخته باشی صداقت را!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 8 ساعت و 43 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .