♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم برای کسی تنگ است که دوست نام اوست ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
منو تو چه چیزی کم داشتیم که رفتی ؟ خانه ای چوبی آسمانی آبی قلبی روشن ضمیری آگاه و شبهایی که در سر سفره مان پر از ستاره های ریز و درشت بود و خدایی که مهمان همیشگی کلبه کوچک ما بود برگرد که از وقتی رفتی حتی خدا هم میل به غذا ندارد انگار هر دوی ما وابسته به دست پخت دلچسب تو هستیم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من امشب در كشاكش ثانيه ها خــــُرد ميشوم؛ مرا با خاك همبستر كن باشد كه از بطن اين هم آغوشي، آفتاب زاده شود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای کاش زبان نگاهم را می دانستی و با این همه سکوت مرا به خاموشی متهم نمی کردی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
درد مـی کـشـم .. هـم تـلـخ اسـت هـم ارزان هـم گـیـرایـیـش بـالاست هـم ایـنکـه تـابـلـو نـمی شـوم رفـیـقـی کـه مـرا مـعـتـاد کـرد ؛ نـابـاب نـبـود فـقـط نـگـفـتـه بـود مـانـدنـی نـیـسـت هـمـیـن ...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی تو ....دلواپسم نباش..، من عاشقت شدم..
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 8 ساعت و 43 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .