♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شن های ساعتم را باد تا کویر برد من هیچ را زیرو رو می کنم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ارثیه ی من هیچ پرنده ای را سیر نمی کند اما شعر هایم گنجشک ها را عاشق خواهد کرد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب اینجا را ستاره باران میکنم امشب شعرهایم بر زبان در و دیوار جاری اند امشب غزل هایم قافیه دارند امشب آسمان هم مهتابی ست امشب تو اینجایی...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 10 ساعت و 10 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .