♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با بودنم شيشه لحظه ها را مدام شستم آنقدر شفاف شد كه بالاخره روزي نديدمش و تمام قد به آن خوردم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آغوووووووووووووووووو تو تو جریمه ات رو مهمون من ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می روی ! گریز پا ، تو همچو باد ، سایه ام مرا به دوش می کشد ، از این به بعد وای وای وای ، نای رفتنیم نیست !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آسمان ببار که زمین غسل میخواهد انگار ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کسی در من شیهه می کشد و من بایدخداحافظی کنم...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 14 ساعت و 34 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .