♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بیش از این مرا تنها مگذار.... برف روی موهایم نشسته اینروزها....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از زیــارت کربلا آمدی برادر ؟....زیارتت قبول....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آسمان، بارانش..... و زمین، گل هایش....آی گل هایش ...آی گل هایش...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گناهِ من این بود شاید دل به آتشگهی داشتم که کورسویِ اجاقش تلألو ماهِ سردی بود از پسِ بلورِ خیال...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 12 ساعت و 24 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .