♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گیرم که ... از دیوار کوتاه دلم ساده می پری با حصار ِ ... بلندِ خیالم چه می کنی ؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سالهاست صدای شیون از لانۀ کلاغها می آید و من درنبود تو هر روز مرده ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاهم کن بگذار ایمان بیاورداین کافرمطرود به رسالت چشمهایت این بار که معجزه می کند مسیح....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بال گنجشک خیالم خیس باران است بی تو ...وخورشید مهربان با من نامهربانی می کند این روزها....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چگونه تو را فریاد کنم وقتی طنین انداز میشود پژواک صدایم در کوچه پس کوچه های تنهایی..و بهار نارنج های شمالی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آشیانه ام را پلک می زنم درباورم نیست پلک پنجره حنجره ام را بازکند ودلم را پیوند بزند به نگاهی که عریان می شوم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این ابتدای حرف است نمی شود ، گریخت روزهای کبودم را که دریک بقچه ی آبی پیچیده بودم تو ندیدی آن شب حتی بغض مرا...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 1 ساعت قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .