انـدوه که از حــد بگــذرد
جايش را ميدهد به يک بياعتنايي مـزمـن !
ديـــگـر مـهـم نـيـســت :
بــــــــــودن يا نـبـــــــــودن ؛ دوست داشـتــن يا نـداشـتـــن ...
... آنـچه اهـمـيـت دارد
کــــشــــداري رخـوتـنـاک حسي است
که ديگر تـو را به واکـنـش نميکـشانــــد !
و در آن لحــظه در ســکوت
فقــط نــگاه میکنـی و نــگاه میکنـی و نـــگاه
@α√α ... ای دریــــــــا قلبم را با تمام تنهائی به تو خواهم بخشید قلب معصومم را که به تنهائی یک گنجشک است قلبم را به دریا خواهم داد و به دریا خواهم گفت : که با من مهربان باشد
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 1 ساعت قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .