♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لحظه های جوانی ام بر لب پرچین سکوت کز کرده
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لطفا حرمت نگه دار... اينجا خبري از احساساتي احساساتي كه خرج غريبه بشه نيست... اينجا احساسات فقط و فقط متعلق به يك نفره يك نفر كه نيست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدای پای تو که میروی ...و صدای پای مرگ که می آید....دیگر چیزی را نمی شنوم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به تمامیت من پشت پا می زد جاده.....قصه ی ماه و جنون و هزار و یک شب به لب صبح رسید و چکید بر خورشید....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکوت زندگی....مردی که درسنگفرش خیابان قــــــــد کشیده و ســــــــــــایه ای نداشت...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکوت من ... پرنده ی مهاجری که این روزها بخاطر تو در خودش مست میشود.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه صبورانه تحمل میکند روزهای بی حوصله را تا در آرامش شب به آغوش کشد ماه را؛ برکه ی تنها
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دستانت مي لرزند دنيا بر سرم آوار مي شود به جوانيم رحم كن بانو ! سيل چشمانت ويرانگر است !
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 3 ساعت و 36 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .