♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش تلخ نگردد امسال نه دل تو نه دل بادامها ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قهر که می کنی نمی رنجم! سکوتت را با جان و دل می پذیرم! فقط باش... بین تو و خوشبختی انتخابِ من همان همیشگی ست!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ﺩﺭﺩ ﺑﺪﯼ ﺍﺳﺖ… ﭘﯿﺮ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺧﻢ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ….
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دنیای من همه جایش بارانی ست ؛ هر چه کمتر بدانی کمتر خیس خواهی شد …
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تعداد دقیق مژه هایت را میدانم ، تعجب نکن مگر زندانی کاری جز شمردن میله های زندانش دارد ؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 1 ساعت قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .