♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر نشانی ندارم زمان کوچ است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
موج انديشه تو ، دريايي ست اما دل به دريا زدنم آسان نبود بي پرده مي گويم مراببخش ، قصد سفر دارم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرا پرتاب کن به دریای همیشگی مکران تا به تو ثابت کنم این ماهی قرمز در تنگ بلوری شیرترین شیر ماهی دریای شمال است !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
_به قول ها تکیه نکنید زیرش می زنند زیر آوار می مانید . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امپراطور دریایم! از روزی که از دریا به آسمان رفتی هجوم قلّاب ها بود و یادت و ماهی باز تو را صدا می زد... حالا امّا این تک ماهی قرمزت چندیست هوس قلّاب به دلش آمده ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ابرها میگریند اما اشک هاشان هنوز غنچه ها را می خنداند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاه در من، قدم زنان گُر می گیری در تاریکی آن بن بست شعله ات را می بوسم و خاکستر بت های عشق را به پایت خواهم ریخت در فراموشی زخم ها...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ســـــــــوگـــوا ر شده اند خـــوشـه هــــا ی گـــنـــد م. شـا يـــــــــد٬ بـــــه خـــــــــــــــــــوا ب رفـــــتــــه ا نـــــــــد د ا س هـــــــــا.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سطر سطر زندگیم با خط زیبای سکوت نوشته شد....امان از هنگامیکه حرمت سکوتی که خودت درست کردی بشکند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آخر یادگارت از من ، سينه و محراب و جانماز ...یادگارم از تو .... صبر كن هق هقم ... هنوز مانده ي برقرار ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من که شاعر نبودم از اول چشم تو آخرین تلنگر شد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از خلیج تا خزر میزبان تمام واژه هام با من بگو کدامین دفتر به حجم دلتنگی های توست یا کدامین دست قلمی به وسعت ایران قط میزند..
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 1 ساعت قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .