♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کوله ام را پر از هیچ بر می دارم تا خالی از همه کنمش خالی از دوستی های منجمد و سلام هایی که نمی ارزند حتی برای خداحافظی... من گیلاس عشق آلود ندارم شراب مست کننده ی من آب زلالی است که حرام من و توست در این نفرین کده...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چای دبش زیر آسمان دی ماه تلخه تلخ, غم پهلو حالم خوب است... دروغگوی خوبی شده ام!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تاریکی محبوسم میکند. هر آنچه میبینم وحشت مطلق است نمی توانم زندگی کنم نمی توانم بمیرم در خود افتاده ام به دام کالبدم زندان من است چون نام من تردید صداقتم مقصر...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من غصه ام میگیرد وقتی صدای سوت قطار را به گوش وچمدانت را به دوش میکشم ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش من تو بودم .....کسی مثل من .....من را می پرستید....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگی بدونه آنکه ما بفهمیم با اجل قرار ملاقات می گذارد..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از آجیل سفره یلدا فقط چند پسته لال مانده.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق هم چندان ، چیز دندان گیری نبود
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 15 ساعت و 11 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .