♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچ اتفافی بی سبب نیست....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش آدم هالااقل خودواقعی شان رانشان دهند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بند بند تن مرا موريانه مي مكد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امروز من مانده ام و مشتی خاطرات برباد رفته در امتداد همین جاده....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انسان فقط از ترس از دست دادن چیزی که دوست دارد دروغ می گوید...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاهش کنید دیگر چیزی برای دیده شدن ندارد این درخت جز تنهایی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با تو حرف می زنم چون پرنده با درخت ، دلخوشم به تکان خوردن برگ ها و شاخه ها ، در باد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی تو کنار منی ، باران می بارد که صدای ما گوش هیچ کس را تیز نکند جز گربه ی زبان بسته ای که به روشنایی خانه دل بسته است .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو كه ميروي ساك آوارهي سفر ناتمام بر شانههايم آوار ميشود!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 7 ساعت و 47 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .