♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دست به نوشتن نمی رود ...در نگاه سردت....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ماشه را نچکان! این شعرھا خودشان دارند مرا می کُشند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بدون تو خورشید هم چایش را سرد می نوشد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خوابیده بودم روی رود یادم رفته بود ...مرده بودم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
درد دارد زاییدن زخم تنهایی قابله ی مرگ را خبر کنید!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هرگز هیج رقاصه ای آنقدر زیبا نرقصیده که من در کنار تو عاشقانه راه رفته ام.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اين عاشقانه نيست آمرانه است دوستم بدار!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدای خشک سرمای زمستان دلم را می لرزاند ومن پر شده ام از خیال سپید برف های نیامده من پر از حس نبودنم در این هیاهوی غریب بودن ها کسی برایم از شادی اولین برف نمی گوید؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در این شهر مه گرفته ی مشکوک صدایی که به مهر بخواندت نیست گریه کن! عبور کن از سایه های رهگذر
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به کنار پنجره بیا دنیای من وتو همین قاب کوتاهست/....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من در گذر از دردها....به قلم رسیده ام ......جوهر ندارم با اشک می نویسم ......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عاشیق آدین شیرین دی ..فرهاد دوستو شیرین دی ..دوست دان دوستا گلن پای ....بئچه بالدان شیرین دی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کلمه ها برای جمله شدن اصراری ندارند وقتی آسمان دلم می گیرد ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 14 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .