♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ایمان عقلم را می برد باد ایمانم را،...امان از تو که همه را با هم بردی....لعنتی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قطره های باران میان اشکهای من گم می شوند باران هم باران های قدیم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همین روزها بر روی زمین آنجا که تو بالهایم را چیده ای دست از نفس کشیدن بر می دارم دلی اگر مانده بود ،بردار ببخش به آنانکه عشق را بازی کرده اند ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
Böyle bir başıma bırakma beni
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق یعنی همین من باشم و حسرت آغوش تو تو باشی و آرزوی آغوش او .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی میل شدی به حرفهایی که من از گفتنش سیر نمی شوم ...بانوی من ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سوگیه بیر تئاتر ددیلر هرکسه بیر رول وردیلر ان چتینین منه وردیلر سو سونرا اونوت ددیلر من رولومو اوینییامادیم سودیم اما اونوتامادیم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گوزومون یاشیندان ایری اولماز سنین عشقین
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می ترسم ! از وزش بادهایی که بی هنگام مرا به دیار فراموش شدگان می کشد و تو قهقه پیروزمندانه سر می دهی که عشق سرابی بیش نبود ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خسته ام! حتما تا به حال هزار مرتبه این کلمه را در کتاب شاعران دیگر این شعر دیده ای! من از آنها خسته ترم! باورکن! هوس کرده ام دیده ام را، به دیدار دریا ببرم! باید حساب تمام بغض های فروخورده را روشن کنم! حساب ترانه های مرطوب را!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی به آدم گیر می ده بد چیزیه لامصب !!! این روزا می ترسم ، خیــــــــلی !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم می خواد انقدر پا به زمین بکوبم تا آخرش خدا کلافه بیاد پایین بهم بگه بجه دردت چیه؟ و من لبخندی باز تحویلش بدم و گوشه ی لبمو به دندون بگیرم و بعد… ... همین !!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شب ها تا ندانم هر جا که هستی در خوابی ، خوابم نمی برد به چشم های بسته ام کاری نداشته باش !!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 13 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .