♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعضی آدم ها هستند که به قول نیما با یادشان روشنیم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هرچه سیگار دارم، در استکان جمع میشود.... هرچه دوستت دارم، در گلویم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همیشه به یادتم ... اما شاهدی ندارم... جز کلاغ بام خانه مان که او هم حقیقت را به تکه پنیری میفروشد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ماندن در این دنیا بهانه می خواهد . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شوق شیدایی مرا از من گرفت...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به چشم هایت بگو... انقدر برای دلَم ....رجز نخوانند ... من اهل ِ جنگ نیستم .... شاعرم! خیلی که بخواهم گرد و خاک کنم... شعری می نویسم آنوقت اگر توانستی... مرا در آغوش نگیر ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگران من نباش من آنقدر امروز و فرداهای نیامدن را دیده امکه دیگر هیچ وعده بی سرانجامی خواب و خیال آرزویم را آشفته نمی کند! حالا یاد گرفته ام... که فراموشی دوای درد همه نیامدن ها و نداشتن ها و نخواستن هاست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می دانم.....او آرام می آید... و می بیند.... و می خواند.... و می رود..... همین کافی است!!!! مگر عاشق از معشوق چه میخواهد؟؟؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یه حسی دارم این روزا شاید مردم حواسم نیست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آهای شما ... هیچی فقط خوش به حالتون!!!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باز در کلبه عشق عکس تو مرا ابری کرد
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 55 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .