♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می خواهم این بار برای تو از " ته قلبم " بگویم ! پر از خون است ... و چیزی ندارد غیر آن .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آبی نیست... تنگ را پر کرده ام از سراب... میریزم به ریشه دلتنگی !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ساده با تو حرف می زنم مثل آب با درخت مثل نور با گیاه مثل شب نورد خسته ای با نگاه ماه...بانو...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پرسه در حوالی زندگی میزنم ....شاید ...شاید ....شاید....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
" تو " صبح باش ٬ من تمام ِ شب های ِ تاریخ را تاب می آورم ... !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب هم بدون تو گریه میکنم....زندگی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی ریختم هی ریختم هی ریختم هر چی عشق داشتم به زور ریختم تو حلقت نمی دونستم میخوای همه رو تو صورتم بالا بیاری...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نفرین به عاشقی ...وقتی یه بازی بود....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در این خشکسالی محبت مبادا دلم هلاک شود....میترسم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران ِ اشک هایت آفتاب ِ نگاهت رنگین کمان ِ چشم هایت ... .. . و چه کرد با من این طبیعت ِ زیبایت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
منتظر آمدن همه نباش، یک نفر هیچ وقت نمیآید ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 14 روز و 20 ساعت و 47 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .