♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جیرجیرکان ! دمی خموش سکوت یار را نمی شنوم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها دستم به عاشقانه نمی رسد...غم نامه می نویسم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کولی امروز فالم گرفت ....دروغی بزرگ......تو می آیی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فروغ جان ... " ایمان بیاوریم ... " ، تنها درد است که می ماند ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اشک ... چکیدن ِ سکوت است ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در نبرد ِ حقّ و باطل ... انسان اسیر شده ... ، خدا هم شهید ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکوت ... واژه ای است که خیلی بی صدا ... جور ِ اشک را می کشد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهائی یعنی وقتی دوهزار نفر آدم دارند گوش می کنند ... تو داری به ماه نگاه می کنی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دل َم تنگ است ... ، و این چیز ِ عجیبی نیست ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو را خیال می کنم و می بوسم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا ... از آنجایی که هستی .......اینجا دیدن دارد ... ؟!......نه..؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خُب من باید چه کار کنم ... ؟! ، که یک جاهائی از تنهائی را ... نمی شود سکوت کرد ... ، نمی شود غُر زد ... ، نمی شود نوشت و ... لعنتی را ... فقط باید گریه کرد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به خدا من وقتی باران هم نمی بارد همه اش از تو حرف می زنم لعنتی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شاعر غم ِ شب را شعر می گوید ... غزلی در مکث ِ نور ... ،
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 14 روز و 20 ساعت و 50 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .