حق داری؛ جونم برات بگه ک عملا" حس میکنم غریبه شدم! خیلی ها اومدن ُ هستن! وخیلی ها ک ما میشناختیم یا رفتن یا رفتارشون عوض شده یا میخوان ک اونطوری نباشن ک بودن! ... خیلی وقتا میام دنبالر و کاری نمیکنم!
حتی حس ِ اینکه بخوام پستی بذارم در من شکل نمیگیره مث ِ قبل !
اما وقتی میبینم کسی از بچه های هم دوره ای ِ قدیم پستی گذاشته، سعی میکنم کامنت بدم ! تو ک پستات بسته س اکثرا" ! ... تو از یاد نرفتی دوس ِ گلم ! ... :*
با دادا یادت رو میکنیم! اخلاق ِ خوب ُ مهربون ُ آبیت همیشه تو ذهنم واس خودش جا خوش کرده عزیزمممممممم !
مهران مدیری در یادداشتی که در کتاب مرحوم خسرو شکیبایی تالیف الهام قره خانی منتشر شده، به تمجید از مرحوم شکیبایی پرداخته است , نوشت: مطمئنم در بهشت، روزی با او کار خواهم کرد. احتمالا در یک تئاتر مشترک که آنجا دیگر، حوصله دارد، حالش خوب است و غمگین نیست.
از روزی که او را شناختم و از اولین باری که او را دیدم، حالش خوب نبود. اصولا هیچ وقت حالش خوب نبود. منظورم بدحالی جسمانیاش نیست. احساس خوشبختی درونی نداشت. از آن آدمهای غمگینی بود که ذاتا اندوه را در خود داشت. این در صدایش بود. در لحن گفتارش بود، در چشمانش بود و در حرکت دستانش.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 22 ساعت و 36 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .