damla
توسط فید
با انتقال تيم ها به شهرستان ها مخالفم
damla
در خیال من بمان... اما خودت برو .. آنکه در رویای من است مرا دوست دارد ، نه تو !
damla
به یاد آرزوهایــــــم سکوتی میکنم بالاتر از فریــــــاد...
damla
زهجران، لب خشک وچشم تر دارم کزین جدای کنارسرد آشایانه دارم مزن قفل بر واژه های لبانم کزین واژه ها درد بیکرانه دارم مینداز زولانه بر بند پاهایم کزین سودا خاطر ویرانه دارم مشو دور زبر من دلبر من شبانگاه قصه بی درمانه دارم بگذار بگویم راز خود صنما که در دل درد نهفته دارم باز هم خموشی بود یارم همیشه که بیتو زجهان حس بیگانه دارم
damla
عزیزم شنیدم مکن ناز بیا باز با دلم تو بساز
میدونی که سخته انتظار تو نزار بمونم بی قرار
میدونی بی تو من سردمه گله از دل نه از دردمه
گله از دل نه از دردمه
میدونی بی تو من سردمه گله از دل نه از دردمه
گله از دل نه از دردمه
عزیزم شیرینم مکن ناز بیا باز با دلم تو بساز
میدونی که سخته انتظار تو نزار بمونم بی قرار
damla
قسم رفتنت دیگه پاره شده بند دلم خونه ی نو یار جدید مبارکت باشه گلم
چه بی خبر جشن تو شد نگفتی که منم بیام باشه ولی من از خدا خوشبختیتو فقط میخوام
باشه ولی من از خدا خوشبختیتو فقط میخوام
غم منو نخور دیگه قسمتهو بازیچه هاش اگه هنوز دوستم داری دیگه به فکر من نباش
تو دفتر خاطره هام هنوزم اسم تو تکه تور سفید رو شونه هات مبارکه مبارکه
damla
دیگر نمیشود با واژه ها بازی کرد جملات راه خانه شان را گم کرده اند دیروقت است سر و کله ماه که پیدا شود، نقطه چین ها نگران نیامدن هجاها میشوند... هوا دارد تاریک میشود حالا وقتش رسیده رد پایت را بگیرم تا به عطرت برسم به من اعتماد کن! قول میدهم تا صبح نشده، امانتی هایت را بازگردانم..
damla
تو دیگه خودت نبودی گفتی کارمون تمومه منو عاشق کردی و گفتی عشقمون جنونه تو گلوم یه بغض کهنس که همیشه در سکوته چرا از عشقای دنیا سهم غشق ما سقوط بی تو غمگینه دل دیوونه بی صدا شدم تو این زمونه از شلاق بی وفایی تو زخمی تنم خدا میدونه بی تو غمگینه دل دیوونه بی صدا شدم تو این زمونه از شلاق بی وفایی تو زخمی تنم خدا میدونه شاید اشتباه من بود شایدم سادگی کردم اما این تقصیر من نیست اینجوری زندگی کردم مثل جون برام عزیزی من به تو بدی نکردم تو اگه در کردی عشقم من شکایتی نکردم
damla
رئیس جیست!؟ : فردی که وقتی شما دیر به سر کار میروید خیلی زود میآید و زمانی که شما زود به اداره میروید یا دیر میآید و یا مرخصی است …!
damla
هیچ کسی هرگز... جایت را نخواهد گرفت.. آخر جایی به این کوچکی به چه درد میخورد؟؟
damla
مــــــرد است دیگر .... گاهی تند میشود،گاهی عاشقانه میگوید....!!! مـــــــــــرد است دیگر.... غرورش آسمان ،دلش دریاست.....!! تو چه میدانی از بغض گلو گرفته یک مــــــــرد...؟؟! ... تو چه میدانی از چشمانت که شده دنیای او.....؟ تو چه میدانی از هق هقِ شبانه ای که خودش خبر دارد و بالشتش....!؟!! تو برو پیِ رد و دل های مردی بگرد که پاییز شده کابوس شومش....!!! مرد را فقط مرد میفهمد و مـــــــــــرد
damla
در صدا کردن ِ نام ِ تو یک «کجایی؟!» پنهان است یک «کاش میبودی» یک «کاش باشی» یک «کاش نمیرفتی» من نام ِ تو را حذف به قرینهی ِ این همه دلتنگی و پرسش صدا میزنم..