damla
دیاری كه در آن نیست كسی یار كسی یا رب ای كاش نیقتد به كسی كار كسی.
damla
مردم به همان اندازه خوشبخت اند كه خودشان تصميم ميگيرند. خوشبختي به سراغ كسي ميرود كه فرصت انديشيدن در مورد بدبختي را نداشته باشد. دريا باش كه اگر كسي سنگي به سويت پرتاب كرد سنگ غرق شود نه آنكه تو متلاطم شوي
damla
بیا ساقی بیا بنشین کنارم هُمایم من هُمایم من... هم آواز هَزارم بیا و بوسه ای بر لب گذارم ...خمااااااااااااااااارم
damla
شرافت مرد هم چون بکارت یک دختر است اگر یکبار لکه دار شد دیگر جبران پذیر نیست
damla
دنیا را بد ساخته اند … کسی را که دوست داری ، تو را دوست نمی دارد … کسی که تورا دوست دارد ، تو دوستش نمی داری … اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد … به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند … و این رنج است
damla
كاش قلبم درد پنهانی نداشت چهره ام هرگز پریشانی نداشت كاش می شد دفتر تقدیر عشق حرفی از یك روز بارانی نداشت كاش می شد راه سخت عشق را بی خطر پیمود و قربانی نداشت
damla
در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟ مثل آرامش بعد از یک غم ، مثل پیدا شدن یک لبخند ، مثل بوی نم بعد از باران ، در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟ من به آن محتاجم !
damla
مهم نيست در عشق به وصال برسي, مهم اين است که لياقت تجربه کردن يک عشق پاک را داشته باشي
damla
من وتو با هميم اما دلامون خيلي دوره هميشه بين ما ديوار صد رنگ غروره نداريم هيچ کدوم حرفي که بازم تازه باشه چراغ خنده هامون خيلي وقته سوت و کوره من وتو،من وتو ،من وتو
damla
دلم گرفت تا اسمون نمیتونم گریه کنم شکنجه میشم از خودم نمیتونم شکفه کنم انگاری کوه غصه ها تو سینه ی من مونده اخ داره باورم میشه خنده با ما نیومده خنده با نیومده دلم گرفته اسمون از خودتم خسته ترم تو روزگار بی کسی یه عمره که دربه درم دلم گرفته اسموت از خودتم خسته ترم تو روزگار بی کسی یه عمره که در به درم.... حتی صدای نفسم میگه که توی قفسم واسه اتیش زدنه یه کول بار شب بسم دلم گرفته ز اسمون یه کم منو حوصله کن نرو که از روزگار یه خورده کم تر گله کن منو به بازی میگیرن عقربه های ساعتم هرکی یه تقویم میکنه لحظه به لحظه لعنتم اهای زمین یه تو نفس نزن نچرخ تا اروم بگیره یه ادم شکسه تر آهای زمین یه تو نفس نرن نچرخ تا اروم بگیره یه ادم شکسته تررررررر.......
damla
کی رفته ای زدل که تمنا کنم ترا کی بوده ای نهفته که پیدا کنم ترا غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور پنهان نگشته ای که هویدا کنم ترا بالای خود در آینه چشم من ببین تا با خبر ز عالم بالا کنم ترا خواهم شبی نقاب ز رویت برافکنم خورشید کعبه ، ماه کلیسا کنم ترا مستانه کاش در حرم و دیر بگذری تا قبله گاه مومن و ترسا کنم ترا با صد هزار جلوه برون آمدی که من با صد هزار دیده تماشا کنم ترا رسوای عالم شدم از شور عاشقی ترسم خدا نخواسته رسوا کنم ترا
damla
پدر برای اولین بار دید که دخترش به جای اینکه دو ساعت با تلفن حرف بزنه بعد از یک ربع حرف زدن تلفن رو قطع کرد. پدر پرسید: کی بود؟ دختر جواب داد: شماره رو اشتباه گرفته بود .
damla
توسط فید
ثبت تیم پیست دوچرخه سواری ایران در UCI
damla
بسلامتیه اونایی که خیلی وقته بریدن... دیگه نه ناز میکشن.. نه انتظار میکشن.. نه آه میکشن.. نه درد میکشن.. نه فریاد میکشن... فقط دست میکشن و میرن...