damla
توسط فید
توسعه ماشين سازي داخلي با رتبه بندي شركت هاي EPC
damla
توسط فید
اضافه وزن به مفاصل آسیب می رساند
damla
توسط فید
دیدگاه تشکیل کشور یهود ضددموکراتیک است
damla
توسط فید
ایجاد انگیزه در فرهنگیان اصلیترین راه تحقق سند تحول بنیادین است
damla
چشمانت را براي زندگي مي خواهم چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را براي پرستش
damla
دلم هوای گریه دارد و دستانم بی رمق تر از همیشه برای نوشتن التماس قلم را دارند چشمانم به تاری این دنیا عادت کرده .... چاره ای نیست باید صبر کرد هر چند این لحظه ها نایی برای حرکت ندارند اما باز هم من دیوانه،به دنبال توام این وجود غایب توست که مرا بی قرار بودنت كرده و مطمئن باش که روزی نخواهد رسید که من دست از این جست و جو بردارم ایستگاه دلتنگی، آری همیشه اینجاست که تو را حس می کنم.... وقتي كه گفتم بازگرد خواهشم را رد كردي اما دیگر دستت برایم رو شده اینبار تا نیایی دست از گریه نمی کشم آنقدر زجه می زنم تا دلت به حالم بسوزد آن وقت برای آرامش خودت هم که شده می آیی .... تقديم به انكه در سراب زندگي ام، در خشكسالي ارزوهايم، همچون باران عشق بر سرزمين دلم باريد..
damla
به كوه بگو تا اينبار بي من در حضور باد نغمه بخواند به اب بگو اين بار بي من لبخند بزند وبه سكوت بگو تا شاهنامه ي دلم را برايت بخواند مي داني براي كي: براي همه ي دلهايي كه زخمشان زخم تنهاييست و اشكهايم را، اري دفتر اشكهايم را بگو مرواريد ورق بزند بگو تا دريا انتظار باز شدن درهاي بسته را نشكند و بگو قلم دوباره نخواهد كه خونم را اشك كنم تو همه ي اينهارا بگو ، اگر كه ميداني دلم تنهاست و به خودت بگو...... وبه من بگو....!!!
damla
هر کسی یه روزی می یاد و یه روزی میره! یکی با دلش میره ، یکی با پاهاش!! مراقب باش کسی با پاهای خودش از دلت نره!!!
damla
اون شب بارونیو سرد آخرین پاییز ما بود سخت بود اما دوباره راه ما از هم جدا بود باز هم مثل همیشه عشق رفتو آرزو موند باز هم وقت رسیدن یار رفتو جستجو موند ابر خیس از اشک مهتاب رعد قهر آسمون بود برگ ها بازیچه ی باد قلب ما برگ خزون بود *** از همون روزای اول عشق ما بوی سفر داشت ما اگر باور نکردیم قلبمون اما خبر داشت پشت دل های شکسته التهاب زندگی بود راه ما شاید یکی نیست حرف ما اما یکی بود
damla
♫ با تو بودن همیشه پر معناست ♫ بی تو روحم گرفته و تنهاست ♫ با تو یك كاسه آب یك دریاست ♫ بی تو دردم به وسعت صحراست
damla
فصل عشق است خزان میشناسم او را خوب می دانم کیست! من بدون چترم ، زیر باران خزان خواهم زیست ترسم از باران نیست کاش می دانستم تا کدامین پاییز همره فصل خزان خواهم زیست.....
damla
بازهم پائیز، قلب مرا به یغما برد بازهم پائیز آمد اما اینبار همراهی در کنارم نمی بینم... آری زمان صبر نمیکند روزی با تو حالا بدون تو از این فصل و کوچه های دلتنگیآن عبور میکنم... اما پائیز نیز به دنبال نوای قدمهایتاز قلب من کوچ کرده است عشق را در پائیز باید شناخت جان رادر همین فصل باید نثار کرد ، شاید...... عقل را نیز در همین فصل می بایست به حراج گذاشت... !! پائیز فصل قلب است ، فصل عشق است ، فصل جوانی و فصل خیانت است....!!! در پائیز بیشتر از همیشه عاشق میشویم ... بیشتر از همیشه خیانت میکنیم و از همیشه بیشتر دوست میداریم...
damla
هنوزم تکــــــــــه ای از تو در من است که لعــــــــــنتی بدجور دلتنگت میشوم ....!!!
damla
دفتر نقاشیم را برمی دارم ، نقاش خوبی نیستم اما دلم پر می کشد برای آنکه نقاشی کنم تو را، میان سپیدی بی خط روزها و تو می شوی اولین طرح رنگی دفتر نقاشی زندگی که همه ی طرح هایش سیاه و سپید بود و بی روح
damla
گفته بودم که اگر بوسه دهی توبه کنم
بعد از این بوسه دگر هیچ گناهی نکنم
بوسه دادی چو لبم از لب تو تا برخاست
توبه کردم که دگر توبه ی بیجا نکنم