damla
روز از هوست پرده ی بیکاری ماست شبها زغمت حجره ی بیداری ماست هجران تو پیرایه ی غمخواری ماست سودای تو سرمایه ی هشیاری ماست
damla
با عشق روان شد از عدم مرکب ما روشن ز شراب وصل دانم شب ما زان می که حرام نیست در مذهب ما تا باز عدم خشک نیابی لب ما
damla
احساس خوب وقتیه که یک نفر دلتنگت باشه احساس بهتر اینه که یک نفر عاشقت باشه اما بهترین احساس وقتیه که ........................ یک نفر هیچ وقت فراموشت نکنه !
damla
بهت نمی گم دوستت دارم ولی قسم می خورم دوستت دارم بهت نمی گم که هرچی بخوایی بهت می دم چون همه چیزم تویی نمی خوام خوابتو ببینم چون توخیلی خوش تراز خوابی اگه یه روزی چشمات پراز اشک شده دنبال یه شونه گشتی که گریه کنی صدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم منم پابه پات گریه می کنم اگه دبنال مجسمه سکوت می گشتی تاسرش دادبزنی صدام کن قول می دم ساکت بمونم اگه دنبال خرابه میگشتی تانفرتتو توش خالی کنی صدام کن قلبم تنهاخرابه وجود توست...
damla
بی توازغم لبریزم رنگ زرد پاییزم بی تو بهارم زرده روز وشب پر درد وقتی که رفتی سفر شدم از تو بی خبر گفتی که برمیکردی به عهدت پایبندی برام پیغام آوردن قلب یارت رو بردن گفتن که عهد شکستی بر دیگری دل بستی شده بودم نیمه جون از حرفهای این و اون همش میکردم دعا دروغ باشن این حرفها رفتی تو ای بی وفا قلبم شکست ای بی وفا کشیدم من صدتا آه ای رفیق نیمه راه درسته که ما دوتا شدیم دویار جدا درسته که روزگار با من وتو یار نبود اما دلم میدونه خدا که مهربونه تقدیر بندهاشو بهتر از مامیدونه می دونم این جدایی بود تقدیر خدایی...
damla
عشق چیست؟
به گل گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..."
به پروانه گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من زیبا تر است..."
به شمع گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من سوزان تر است..."
به عشق گفتم: "آخر تو چیستی؟" گفت: "نگاهی بیش نیستم
damla
و برای تو ماندن... به پای تو بودن... و به عشق تو سوختن ! و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بودن و برای تو گریستن ... ! ای کاش می دانستی بدون تو مرگ گواراترین زندگیست ... ! بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه تلخ و ناشکیباست ... ! چه زیباست بخاطر تو زیستن ... ثانیه ها را با تو نفس کشیدن ... زندگی را برای تو خواستن ... ! چه زیباست عاشقانه ها را برای تو سرودن ... ! بدون تو چه محال و نا ممکن است زندگی... ! چه زیباست بیقراری برای لحظه ی آمدن و بوئیدنت ... ! برای با تو بودن و با تو ماندن ... برای با هم یکی شدن ... ! کاش به باور این همه صداقت و یکرنگی می رسیدی ! ای کاش می دانستی مرز خواستن کجاست ...!!!! و ای کاش می دیدی قلبی را که فقط برای تو می تپد ...
damla
از حنجره ها تنگ است و ناله ها خشکیده در چشمهای سرد باز نم نم اشکهای دلم در درون خونابه می شوند در جوششی خموش و بی صدا باز همه ی وجودم زمزمه می شود و زبان باز می کند چه بی صدا باز اندام ظریفم می کشد بدوش بار سنگین روزهای مردگی را در زمین چه استوار باز سرخ می شود ز سیلیش این چهره ی درد کشیده و خسته از خزان ِ انتظار باز سوسو ی چشمان بیمارم بدنبال ستاره ات می گردد تا جلوه ی جمالت سرمه ای شود برای دردهایش باز می تپد دلم در مردگیهایی که فریاد زندگی سر می دهند در لابلای ورقهای زمان تا فقط مگر تو زنده کنی و جان بخشی باز فریادها بر بام خانه ها سکوت شده اند تا فرو ریزند و یا فریاد شوند بر بلندای دلهای منتظر باز ستاره خسته است از زمان و ره پیمودنهای شبانه ای که سرد است بی تو چون مردن و باز هم صدایت نمی اید ، خودت نمی ایی ، ستاره ات چشمک نمی زند و اشکهای ستاره بر گونه هایش می خشکد و در خود گم می شود تا انهنگام که تو را بیابد ای بهترین انتظار ، منتظرت می مانم ..
damla
توسط فید
هفته خوابگاههاي دانشجویی آغاز ميشود
damla
تو را گم کرده ام انگار نیستی،نه صدایی از تو است و نه نگاهی پس بگو چرا نمیکنی از من یادی من برایت شده ام لحظه ای،گهگاهی فکر نمیکنم از دوری ام آرامی در حسرت منی و پریشانی تو را گم کرده ام و در جستجوی توام ،تا تو را دوباره به قلبم برسانم ، قلبم نفس میخواهد،باید قلبم را تا لحظه ی پیدا کردنت بی نفس بکشانم. آنقدر دلم برایت پرپر زد که بی بال شد، آنقدر گشتم و گشتم اینجا و آنجا که اینک خودم را نیز گم کرده ام.
damla
خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : نمي خوامت
damla
از كسي كه دوسش داري ساده دست نكش. چون بعد رفتنش اينقدر قلب و ذهنت پر خاطرات ميشه كه نميتوني قلب و ذهنتو به ديگري بدي...!
damla
دوستت دارمهایت " را به بــــــــاد می سپارم بگذار تمامی ِ کودکان جهان غرق شوند در شادی ِ ترکاندن حبابهای ذهن نارنجی تو
damla
قانون تو تنهایی من است و تنهایی من قانون عشق عشق ارمغان دلدادگیست و این سرنوشت سادگیست. چه قانون عجیبی! چه ارمغان نجیبی و چه سرنوشت تلخ و غریبی! که هر بار ستاره های زندگیت را با دستهای خود راهی آسمان پر ستاره کنی و خود در تنهایی و سکوت با چشمهای خیس از غرور پیوند ستاره ها را به نظاره نشینی و خاموش و بی صدا به شادی ستاره های از تو گشته جدا دل خوش کنی و باز هم تو بمانی و تنهایی و دوری…
damla
وقتی دل ارزش خودش را از دست بدهد و چشمهایت دیگر اشکی برای ریختن نداشته باشد،وقتی دیگر قدرت فریاد زدن را هم نداشته باشی،وقتی دیگر هر چه دل تنگت خواسته باشد گفته باشی،وقتی دیگر دفتر و قلم هم تنهایت گذاشته باشند،وقتی از درون تمام وجودت یخ بزند،وقتی چشم از دنیا ببندی و آرزوی مرگ بکنی،وقتی احساس کنی تنهاترین هستی،چشمهایت را ببند و از ته دل بخند که با هر لبخند روحی خاموش جان میگیرد و درخت پیر جوان میشود.
آری لحظه هاست که آدمی را هیچ و پوچ میکند.لحظه هاست که انسان را فرسوده و خسته از زندگانی میکند و لحظه هاست که عمر ما را به پایان میرساند.
بیایید از پس لحظه ها بگریزیم و به امید لحظه بعدی زندگی نکنیم.اینگونه بیندیشیم که انگار لحظه بعدی پیش روی ما نیست و از همین لحظه لذت ببریم