damla
هر چه از دست میرود بگذار برود چیزی که به التماس آلوده باشد نمیخواهم , هر چه باشد حتی زندگی!!
damla
حجم دلتنگي يک صندلي ام چون چهارپا کودکي ام گشته ام بلوم بلوم وجب وجب گوشه گوشه در پي يک خاطره اي ديدني ام مدتي است گم شده باز عروسک _کوکي _کودکي _خيالي ام واي نمي دانستم هزار گوشه دارد اين اتاق_گوشه گيري ام قيافه را تابلو ام توکف_جيغ و کف ورقص پايه ي _هرنوع پايکوبي ام اين روزها من صندلي ام صندلي_ ديگر فقط يک نفره _خستگي ام تو کجايي اي عروسکم بهانه ي_ گريه و خنده ي _کودکي ام مي خواهم بنشانم دوباره تو را روي چشم هايم روي چهارپايگي ام من صندلي _عروسي ام پرم از خاک و خل و خستگي ام ......!!!
damla
خدایا ... قیامتت را بر پا کن ! تو اگر خسته نشده ای ، ما عجیب خسته ایم ..!!!!
damla
...فریادَم تو را میگوید...تو را میجویم...اما نمیابـَمـَت... ...و تو تنها در اشکهایِ من جاری... ...آری...تو در احساسـَم بی پایان... ...حتی اکنون که نمیدانم چرا دیگر از آرامشِ نگاهـَت سهمی ندارم!... ... ...دلـَم برای بارها قهر و زود آشتی کردنـِمان تنگ است... ...برای خندیدنـِمان، گریستنـِمان، درد-دلـهایِمان... ...برای صدها بار "با تو تا همیشه" گفتنـِمان تنگ است!... ... ...ضرباتِ آخرین گفته هایَت بسیار سخت... ...ضربانِ قلبَم بسیار سرد... ...باز هم تو را میخوانم!... ...و تو همواره در اشکهایِ من جاری...
damla
...این تو نیستی...نه نیستی... ...فکر کردی من ـم مثل خودت، تو رو فراموش میکنم؟... ...عجب... ...اینی که تظاهر میکنی هستی، اونیـه که اونا میخوان باشی... ...یادمـه همیشه از این میگفتی که پایداری...اما من چیزی جز سستی نمیبینم... ...میگم عوض شدی... ...میگی آره خیلی ** بودم!... ...هه! جالبه...اما بدون من اون ** رو دوست داشتم... ................من که دلم برات تنگ شده، خودت چی؟!................ ...دلم برات تنگ شده!... ...(با صدای خیلی بلند...طوری که ذره ذره ی اعضای بدنت به لرز بیان!)...
damla
گاهی به خود میگویم شاید این من که در آیینه ایستاده من نیستم ... رویایی نداشتم که در آن رد عشق باشد دلم نشکسته ... هرگز معشوقی نداشتم من شاعر درد نبودم خوب به آیینه نگاه میکنم این منه در آیینه در چشمانش چیزی میدرخشد انگار قطره اشکی آرام از گوشه چشمش میلغزد عجیب است صورتم گرم و خیس شد
damla
یاد بعضی نفرات روشنم می دارد قوتم می بخشد ره می اندازد و اجاق کهن سرد سرایم گرم می آید از گرمی عالی دمشان نام بعضی نفرات رزق روحم شده است وقت هر دلتنگی سویشان دارم دست جرأتم می بخشد روشنم می دارد .
damla
توسط فید
علم ژئوفیزیک ارتباط دهنده علم و صنعت
damla
توسط فید
هنرمندان ایلامی به جشنواره سراسری تولیدات استانی حوزه هنری اعزام شدند
damla
توسط فید
مجموعه سعدآباد میزبان شب فرهنگی 10 استان کشور
damla
منتظر نباش که شبی بشنوی از این دلبستگی های ساده ، دل بریده ام ! که عزیز بارانی ام را در جاده ای جا گذاشتم یا در آسمان ، به ستاره ی دیگری سلام کردم توقعی از تو ندارم اگر دوست نداری درهمان دامنه ی دور دریا بمان هر جور تو راحتی ... باران زده من همین سو سوی تو از آن سوی پرده ی دوری برای روشن کردن اتاق تنهاییم کا[!]ت من که این جا کاری نمی کنم فقط گهگاه دوست داشتنت را در دفترم حک می کنم ... همین این کار هم که نور نمی خواهد می دانم که به حرفهایم می خندی حالا هنوز هم وقتی به تو فکر می کنم باران می بارد....
damla
کسي غير از تو نمونده اگه حتي ديگه نيستي همه جا بوي تو جاري خودت اما ديگه نيستي نيستي اما مونده اسمت توي غربت شبونه ميون رنگين کمون خاطرات عاشقونه آخرين ستاره بودي تو شب دلواپسي هام خواستنت پناه من بود تو غروب بي کسي هام لحظه هر لحظه پس از تو شب و گريه در کمينه تو ديگه بر نمي گردي آخر قصه همينه! مي شکنم بي تو و نيستي به سراغم نمي آيي که ببيني بي تو مي ميرم و نيستي تو کجايي تو کجايي که ببيني!!
damla
توسط فید
بالاترين شمار شغلهاي نيمه وقت در انگلستان
damla
توسط فید
مليپوشان ژيمناستيك براي مسابقات بلژيك آماده ميشود