دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

damla
زن - مجرد
امتیاز: 1587

دنبال‌شدگان

(102 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(295 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

damla
damla

احساس می کنم از قلبم به پرواز درآمده اند این کبوتران سفید و این من هستم که در آسمان ها اوج می گیرم! آیا ممکن است پرندگان در قلب آدم آشیان کنند؟

damla
damla

پنجره ی باران خورده ات را باز کن چند سطر پس از باران چشمهایم را ببین که هوایت دیوانه شان کرده دلـــم بــرایــت تــنــگ اســت...

damla
damla

مادر، تو شکوفاتر از بهار، نهالِ تنم را پر از شکوفه کردی و با بارانِ عاطفه های صمیمی، اندوه های قلبم را زدودی و مرهمی از ناز و نوازش بر زخم های زندگی ام نهادی. در «تابستان»های سختی با خنکای عشق و وفای خویش، مددکار مهربان مشکلاتم بودی تا در سایه سارِ آرامش بخش تو، من تمامی دردها و رنج ها را بدرود گویم. با وجود تو، یأس دری به رویم نگشود و زندگی رنگ «پائیز» ناامیدی را ندید. تو در «زمستانِ» مرارت های زندگی، چونان شمع سوختی تا نگذاری رنجش هیچ سختی ستون های تنم را بلرزاند. مادر، ای بهار زندگی، شادترین لبخندها و عمیق ترین سلام های ما، همراه با بهترین درودهای خداوندی، نثار بوستان دل آسمانی ات باد.

damla
damla

اي ساربان آهسته ران کآرام جانم مي رود وان دل که با خود داشتم با دلستانم مي رود من مانده ام مهجور از او بيچاره و رنجور از او گويي که نيشي دور از او در استخوانم مي رود گفتم به نيرنگ و فسون پنهان کنم ريش درون پنهان نمي ماند که خون بر آستانم مي رود محمل بدار اي ساروان تندي مکن با کاروان کز عشق آن سرو روان گويي روانم مي رود او مي رود دامن کشان من زهر تنهايي چشان ديگر مپرس از من نشان کز دل نشانم مي رود برگشت يار سرکشم بگذاشت عيش ناخوشم چون مجمري پرآتشم کز سر دخانم مي رود با آن همه بيداد او وين عهد بي بنياد او در سينه دارم ياد او يا بر زبانم مي رود بازآي و بر چشمم نشين اي دلستان نازنين کآشوب و فرياد از زمين بر آسمانم مي رود شب تا سحر مي نغنوم و اندرز کس مي نشنوم وين ره نه قاصد مي روم کز کف عنانم مي رود گفتم بگريم تا ابل چون خر فروماند به گل وين نيز نتوانم که دل با کاروانم مي رود صبر از وصال يار من برگشتن از دلدار من گر چه نباشد کار من هم کار از آنم مي رود در رفتن جان از بدن گويند هر نوعي سخن من خود به چشم خويشتن ديدم که جانم مي رود سعدي فغان از دست ما لايق نبود اي بي وفا طاقت نمي آرم جفا کار

damla
damla

من دانشجوى سال دوم بودم. يک روز سر جلسه امتحان وقتى چشمم به سوال آخر افتاد، خنده‌ام گرفت. فکر کردم استاد حتماً قصد شوخى کردن داشته است. سوال اين بود: «نام کوچک زنى که محوطه دانشکده را نظافت می‌کند چيست؟» من آن زن نظافتچى را بارها ديده بودم. زنى بلند قد، با موهاى جو گندمى و حدوداً شصت ساله بود. امّا نام کوچکش را از کجا بايد می‌دانستم؟ من برگه امتحانى را تحويل دادم و سوال آخر را بی‌جواب گذاشتم. درست قبل از آن که از کلاس خارج شوم دانشجويى از استاد سوال کرد آيا سوال آخر هم در بارم‌بندى نمرات محسوب می‌شود؟ استاد گفت: حتماً و ادامه داد: شما در حرفه خود با آدم‌هاى بسيارى ملاقات خواهيد کرد. همه آن‌ها مهم هستند و شايسته توجه و ملاحظه شما می‌باشند، حتى اگر تنها کارى که می‌کنيد لبخند زدن و سلام کردن به آن‌ها باشد. من اين درس را هيچگاه فراموش نکرده‌ام

damla
damla

زن و شوهر جوانی که تازه ازدواج کرده بودند و برای تبرک و گرفتن نصیحتی از شیوانا نزد او رفتند. شیوانا به حرمت زوج جوان از جا برخاست و آنها را کنار خود نشاند و از مرد پرسید : تو چقدر همسرت را دوست داری!؟ مرد جوان لبخندی زد و گفت: تا سرحد مرگ او را می پرستم! و تا ابد هم چنین خواهم بود! شیوانا از زن پرسید: تو چطور! به همسرت تا چه اندازه علاقه داری!؟

damla
damla

در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيم كه ديگران مجبور شوند براي جلب توجه ما پاره آجر به طرفمان پرتاب كنند! خدا در روح ما زمزمه مي كند و با قلب ما حرف مي زند. اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش كنيم، او مجبور ميشود پاره آجري به سمت ما پرتاب كند. اين انتخاب خودمان است كه گوش كنيم يا نه

damla
damla

وقتی پزشکان میگویند شیر بخورید میگوییم . وقتی هم میگویند شیر نخورید میگوییم . وقتی نصاب لباسشویی میگوید بیش از این مقدار لباس نریزد توی ماشین میگوییم . وقتی کارخانه اتومبیل سازی مینویسد در مدت آب بندی خودرو از فلان سرعت به بالا نرانید میگوییم . وقتی میگوید نماز بخوان، میپرسیم ؟ وقتی میگوید: روزه بگیر، میپرسیم ؟ وقتی میگوید: حجاب، میپرسیم ؟

damla
damla

امیری به شاهزاده گفت:من عاشق توام.شاهزاده گفت:زیباتر از من خواهرم است که در پشت سر تو ایستاده است.امیر برگشت و دید هیچکس نیست .شاهزاده گفت:عاشق نیستی !!!!عاشق به غیر،نظر نمی کند.

damla
damla

شخصی را به جهنم می بردند.در راه بر می‌گشت و به عقب خیره می‌شد. ناگهان خدا فرمود: او را به بهشت ببرید. فرشتگان پرسیدند چرا؟پروردگار فرمود: او چند بار به عقب نگاه کرد... او امید به بخشش داشت.

damla
damla

نباشی روز تاریکم یه اقیانوس آتیشه تمومه غصه ی دنیا تو قلبم ته نشین میشه دنیارو بی تو نمیخوام یه لحظه دنیا بی چشمات یه دروغ محضه بمون تا آخر دنیا بمونی تا آخرش هستم

damla
damla

چه گلي ريخت بخاك، چه بهاري پژمرد، چه دلي رفت به باد، چه چراغي افسرد ..

damla
damla

راز عشق در آن است که به یکدیگر سخت نگیریم . عشقی که آزادانه هدیه نشود اسارت است. راز عشق در آن است که در سکوت دست یکدیگر را بگیریم.کم کم یاد میگیریم که بدون کلام رابطه برقرار کنیم.

damla
damla

شراب........ چه نام زیبایی، ره آوردش مستیست و راستی ،. .به رنگ عقیق چون لعل لبت . عطرت مینوازد مشام جانم را...................... غریبه ای که ترنم را به ارمغان دارد ،آشنایی که طراوت در موج موج نگاهش متبلور است........................ مینوشمت هزار پیک راستیین به سلامتی عشق به سلامتی خاطره

damla
damla

در کوی تو سرگشته شوم باکی نیست کودامن عشقی که براوچاکی نیست یک عاشق آزاده نبینی به جهان کز باد بلا بر سر او خاکی نیست