damla
توسط فید
آيفون 5 در کنفرانس اپل رونمايي شد
damla
توسط فید
عرضه 960 كتاب الكترونيك ضد فرقههاي بهاييت و وهابيت
damla
توسط فید
بازدید دستیار ویژه رییس جمهور از پروژه های سلامت اصفهان
damla
بهش بگین بی خبرم بپرسین عشقمون چی شد ؟ چشم سیاش طرز نگاش حجب و حیاش مال کی شد ؟ اونی که تازه اومد و توی دلم خاطره شد بهش بگین با رفتنش کار دلم یکسره شد دیونه بود اما منم دیوونه تر از عشق اون قلبمو زد به نامشو پر زد و رفت به آسمون پر زد و رفت حتی برام خط و نشون هم نکشید رفت و نشست رو شونه ی اون که به فکرم نرسید
damla
مرا اینگونه باور کن … کمی تنها ، کمی بی کس ، کمی از یادها رفته … خدا هم ترک ما کرده ، خدا دیگر کجا رفته …؟! نمی دانم مرا آیا گناهی هست ..؟
damla
هرچه كردم نشوم ازتو جدا، بدتر شد از دل مـا نرود مهر و وفــا ، بدتر شد ... مثـلا خواســتم اين بــار موقـر باشــم و به جاي تو، بگويم كه شما ، بدتر شد آسـمان وقـت قـرار من و تــو ابري بود تـازه با رفتـن تـو وضـع هـوا بد تر شــد. اين متانت به دل سنگ تو تاثير نكرد بلكه برعكس ، فقط رابطـه ها بد تر شـد چاره دارو و دوا نيست،كه حال بد من بي تو با خوردن دارو و دوا بد تر شد روي فرش دل من جوهري از عشق تو ريخت آمدم پاك كنم عشـق تـو را بدتـر شـد ...
damla
من هم شبی به خاطره تبدیل میشوم خط میخورم زهستی و تعطیل میشوم من هم شبی به خواب زمین میروم فرو بر دوش خاک حامله تحمیل میشوم من هم شبی قسم به خدا مثل قصهها با فصل تلخ خاتمه تکمیل میشوم قابیل مرگ، نعش مرا میکِشَد به دوش کم کم شبیه قصه هابیل میشوم حک میکند غروب مرا شاعری به سنگ از اشک و آه و خاطره تشکیل میشوم یک شب شبیه شاپرکی میپرم ز خاک در آسمان به آیینه تبدیل میشوم
damla
من به اندازهی تقدیر توام .. که به دست روشنت دل بسته آسمون دل گرفته با منه .. گریه انگار که به من پیوسته … حس خوب داشتنت همرامه .. این به من گرمی بودن میده من به این دلهره عادت دارم .. این تویی داره امونم میده … تو تموم عاشقانهی منی .. که به هر جهت پر از احساسی تو با دستای قشنگت داری .. پل رویا رو برام میسازی … من بدون تو یعنی یک مرداب .. میرسم به تیرگی یک خواب بگو این تاریکیها با ما نیست .. در میاد از پشت ابرا مهتاب
damla
یه نفس دور از تو بودن واسه من ماهی و سالی با یه عکس و چند تا نامه پر نمیشه جای خالی … میون بود و نبودت جای خالیتُ حساب کن وقت اومدن تموم ثانیهها رو جواب کن … یه عالم فرقه میون از جدایی دق آوردن تا با دستای قشنگت تو خود عاشقی مردن … چشممُ به گریه بنداز فکر نکن تو عشق فقیرم ضرب تو ضربهی ساعت زنده میشم و میمیرم … قلبمُ به غصه بشکن نگاه کن به تیکه پارم من به غیر از خواستن تو، رو لبم حرفی ندارم
damla
یا تو زیباتر شدی یا چشام بارونیه .. این قفس بازه ولی قلب من زندونیه من پشیمون میکنم جاده رو از رفتنت .. تو نباشی میپره عطرتم از پیرهنت … میخوام آروم شم تو نمیذاری .. هر دو بی رحمن عشق و بیزاری همه دنیامو زیر و رو کردم .. تو رو شاید دیر آرزو کردم … قدمای آخرو آهستهتر بردار .. واسه من کابوسه فکر آخرین دیدار بغض این آهنگ مارو تا کجاها برد .. شایدم تقدیرمو امشب به رحم آورد … به تلافی اون همه تلخی گلههاتم طعم عسل شد غم معصومانهی چشمات به تبسم تازه بدل شد میشه با من هزار و یک سال به بهانه قصه بمونی همه مرثیههای سکوتم به بهار تو باغ غزل شد
damla
من به اندازهی تقدیر توام .. که به دست روشنت دل بسته آسمون دل گرفته با منه .. گریه انگار که به من پیوسته … حس خوب داشتنت همرامه .. این به من گرمی بودن میده من به این دلهره عادت دارم .. این تویی داره امونم میده … تو تموم عاشقانهی منی .. که به هر جهت پر از احساسی تو با دستای قشنگت داری .. پل رویا رو برام میسازی … من بدون تو یعنی یک مرداب .. میرسم به تیرگی یک خواب بگو این تاریکیها با ما نیست .. در میاد از پشت ابرا مهتاب …
damla
سخت ترین دو راهی: دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است. گاهی کامل فراموش میکنی و بعد می بینی که باید منتظر می ماندی. و گاهی آن قدر منتظر می مانی که می فهمی زودتر از اینها باید فراموش میکردی
damla
بوسه هايت ، جنس باران لبانت به از صد چشمه ساران به دو چشمانت رشک ورزد ماه تابان و گيسوانت بسانِ رودي بي پايان ، مرا تا بيکرانِ جنون رهنمون خواهند ساخت ! چه سخاوتمندانه است اينک شکوهِ حضورت ، در آغوشم با گرماي وجودت اي طلوع جاودان آب کن
damla
توسط فید
توليد برق ايران بيش از 5 درصد افزايش يافت
khosha be haleshoon
14 سال و 4 ماه و 17 روز و 10 ساعت و 57 دقيقه قبل