آروین
در مهربانی همچون باران باش که در ترنمش علف هرز و گل سرخ یکیست
آروین
ﻫﺸﻴﺎر ﺷﺪﻳﻢ از اﻳﻦ ﻛﻪ ﻫﺴﺘﻴﻢ رﻓـﺘـﻴـﻢ و درِ ﻣـﻴـﻜﺪه ﺑـﺴﺘﻴﻢ ﺑﺎ ﺧﻮد ﺑﻪ ﺳﺨﻦ ﭼﻨﻴﻦ ﻧﺸﺴﺘﻴﻢ ﻣـﺎ ﺑـﺎده ﻧـﺨﻮردهاﻳﻢ و ﻣﺴﺘﻴﻢ ﻣﺴﺠﺪ، ﺳﺮ راه از آن ﮔﺬﺷﺘﻴﻢ ﺑﺮ روي درش ﭼـﻨﻴﻦ ﻧﻮﺷﺘﻴﻢ در ﻣﻴﻜﺪه ﻫﻢ ﺧﺪاي ﺑﻴﻨﻲ ﺑﺎ ﻣـﺮد ﺧـﺪا اﮔﺮ ﻧـﺸﻴﻨﻲ
آروین
ﺧﺎﻣﻮش ﺷﺪﻳﻢ و در ﺧﻤﻮﺷﻲ رﻓـﺘـﻴـﻢ ﺳـﺮاغ ﻣـﻲ ﻓـﺮوﺷﻲ ﻓـﺮﻳـﺎد زدﻳﻢ دواي ﻣﺎ ﻛﻮ؟ ﮔﻮﻳﻨﺪ دواﺳﺖ، ﺑﺎده ﻧﻮﺷﻲ ﻫﺸﻴﺎر ﻧﺸﺪ، ﻣﮕﺮ ﻛﻪ ﻣﺪﻫﻮش اﻳﻦ ﺑـﺎر ﮔﺮان ﺑﮕﻴﺮم از دوش آرام ﻛـﻨـﺎر ﮔـﻮش ﻣـﺎ ﮔـﻔـﺖ اﻳﻦ ﺑﺎر ﮔﺮان ﺗﻮ ﻣﻔﺖ ﻣﻔﺮوش
آروین
ﻣﻦ ﺗﻤﺎم ﻫﺴﺘﻲام را در ﻧﺒﺮد ﺑﺎ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ در ﺗـﻬـﺎﺟﻢ ﺑـﺎ زﻣﺎن آﺗـﺶ زدم، ﻛـﺸﺘﻢ ﻣﻦ ﺑﻬﺎر ﻋﺸﻖ را دﻳﺪم وﻟﻲ ﺑـﺎور ﻧﻜﺮدم ﻳﻚ ﻛـﻼم در ﺟـﺰوهﻫﺎﻳﻢ ﻫـﻴﭻ ﻧﻨﻮﺷﺘﻢ ﻣﻦ ز ﻣﻘﺼﺪﻫﺎ ﭘﻲ ﻣﻘﺼﻮدﻫﺎي ﭘﻮچ اﻓﺘﺎدم ﺗﺎ ﺗﻤﺎم ﺧﻮﺑﻬﺎ رﻓﺘﻨﺪ و ﺧﻮﺑﻲ ﻣﺎﻧﺪ در ﻳﺎدم
آروین
ﻣﻦ ﮔﺮﻓﺘﺎر ﺳﻨﮕﻴﻨﻲ ﺳﻜﻮﺗﻲ ﻫﺴﺘﻢ ﻛﻪ ﮔﻮﻳﺎ ﻗﺒﻞ از ﻫﺮﻓﺮﻳﺎدي ﻻزم اﺳﺖ
آروین
این روز ها سیگارم را نصفه میکشم . چون تو همیشه میگفتی یک نخ روشن کن دوتایی بکشیم ...
آروین
خيلي حس بديه كه يك نفر رو از جونت هم بيشتر دوست داشته باشي ولي بدوني كه هيچ وقت بهش نمي رسي .
آروین
ﻣﻴﺪوﻧﻲ زﻧﺪﮔﻲ ﺳﺨﺘﻪ ﺑـﺎرِ ﺣـﺮف زور زﻳﺎده اون ﻛﺴﻲ ﺑﺮده ﻛﻪ ﻗﻠﺒﺶ رو ﺑﻪ دﺳﺖ ﻏﻢ ﻧﺪاده
آروین
ﻣﻴﺪوﻧﻲ ﺣﺮﻓﻲ ﻧﺪارم اﮔـﻪ زﻣـﺰﻣـﻪﻫﺎﻣـﻮن ﺷـﺪه ﻳـﺦ ﺗﻮ دﻻﻣﻮن ﻣﻴﺪوﻧﻲ ﺟـﺎﻳﻲ ﻧﺪارم ﺟﺰ اﻣﺸﺐ زﻳﺮ ﺑﺎرون ﺑـﺮم ﭘـﻴـﺶ ﺧﺪاﻣﻮن
آروین
ﻣﻪ ﺳﺮد رو ﺗﻦ ﭘﻨﺠﺮه ﻫﺎ ﻣﺜﻞ ﺑﻐﺾ ﺗﻮي ﺳﻴﻨﻪ ﻣﻨﻪ اﺑﺮ ﭼﺸﻤﺎم ﭘﺮ اﺷﻜﻪ، اي ﺧﺪا وﻗـﺘـﺸﻪ دوﺑـﺎره ﺑـﺎرون ﺑﺰﻧﻪ
آروین
ﺧـﻴـﻠﻲ وﻗﺘﻪ ﻛﻪ دﻟﻢ ﺑﺮاي ﺗﻮ ﺗﻨﮓ ﺷﺪه ﻗﻠﺒـﻢ از دوري ﺗﻮ ﺑﺪﺟﻮري دﻟﺘﻨﮓ ﺷﺪه ﺑﻌﺪ ﺗﻮ ﻫﻴﭻ ﭼﻴﺰي دوﺳﺖ داﺷﺘﻨﻲ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻮه ﻏﺼﻪ از دﻟﻢ رﻓﺘﻨﻲ ﻧﻴﺴﺖ
آروین
زﻧﺪﮔﻲ، ﻳﻌﻨﻲ ﭼﻜﻴﺪن ﻫﻤﭽﻮ ﺷﻤﻊ از ﮔﺮﻣﻲ ﻋﺸﻖ زﻧﺪﮔﻲ، ﻳﻌﻨﻲ ﻟـﻄﺎﻓﺖ ﮔـﻢ ﺷـﺪن در ﻧـﺮﻣﻲ ﻋﺸﻖ زﻧﺪﮔﻲ، ﻳﻌﻨﻲ دوﻳـﺪن ﺑـﻲ اﻣﺎن در وادي ﻋﺸﻖ رﻓـﺘـﻦ و آﺧـﺮ رﺳـﻴـﺪن ﺑـﺮ در آﺑـﺎدي ﻋﺸﻖ
آروین
ﻧﮕﻮ ﻃﻔﻠﻲ دل ﺳﭙﺮده ﻳـﻪ ﻧﻔﺮ دﻟﺶ رو ﺑﺮده ﺑﮕﻮ ﭼﻮن ﻋﺎﺷﻖ ﻗﻠﺒﺶ ﺗـﺎﺑـﺤﺎل از ﻏـﻢ ﻧﻤﺮده ﻣﻴﺪوﻧﻲ زﻧﺪﮔﻲ ﺳﺨﺘﻪ ﺑـﺎرِ ﺣـﺮف زور زﻳﺎده اون ﻛﺴﻲ ﺑﺮده ﻛﻪ ﻗﻠﺒﺶ رو ﺑﻪ دﺳﺖ ﻏﻢ ﻧﺪاده
خوش اومدی
14 سال و 9 ماه و 5 روز و 7 ساعت و 24 دقيقه قبلممنونم خانوم مدیر فقط من نگرات تو ام میشه از اونجا بلند شی میسوزیها
14 سال و 9 ماه و 5 روز و 7 ساعت و 21 دقيقه قبلنچ نچ نچ نگران نباششششششششششششش
14 سال و 9 ماه و 5 روز و 7 ساعت و 13 دقيقه قبلباشه از ما گفتن بود
14 سال و 9 ماه و 5 روز و 7 ساعت و 12 دقيقه قبل