آروین
من خوش خیال ساده حالا با پای پیاده دنبالت دارم میگردم همسفر با شب وجاده پرم از حسرت وخواهش واسه یه لحظه نوازش...
آروین
مبر ز موی سپیدم گمان به عمر دراز جوان در پی حادثه ای پیر میشود گاهی...
آروین
خوابیدی بدون لالایی وقصه بگیر آسوده بخواب بی درد وغصه...
آروین
من به بن بست نرسیدم راهمو کج کردم با تو مشکلی ندارم با خودم لج کردم ...
آروین
بارون امشب توی ایوون مثل آزادی تو زندون بی صدا بی تحرک بی ریا بود توی زندون میکن جون مرد با همت میدون توی فکر آسمونه بلکه تو قطره بارون بتونه اشک خدا رو هم ببینه...
آروین
یه دشت سر سبز یه رود پر آب یه سد محکم داشتیم تو سیلاب ما از خوشیها دلامون آزرد سد وشکستیم دنیارو آب برد...
آروین
ای پرنده مهاجر سفرت سلامت اما به کجا میری عزیزم ...
آروین
تمام سال من بی تو پر از سوز زمستونه صدای خنده رو هیچ کس نمی شنوه یکی انگار توی سینم گل یاس داره میکاره بی تو قلب جهنم هم مثل خونه واسم سرده با او حالی که تو رفتی محاله بازی برگرده ...