فرهان آریانا
ای خوش آنروز کزین منزل ویران بروم ...!
فرهان آریانا
ما اسیر تو و اصلا غم ما نیست تورا ...!
فرهان آریانا
من پراز کینه ام امروز ؛ خدایا مددی ..!
فرهان آریانا
همه در فکر مادرند ؛ غافل از شکسته شدن قامت پدر ...!
فرهان آریانا
محبت اصوالگرا و اصطلاح طلب نمیشناسه.وقتی تو دلت جاخوش کرد و موندگار شد تازه میفهمی کیه!
فرهان آریانا
نرم نرم از چاک پیراهن تنش رابوسه داد ... سوختم در آتش غیرت ز نیرنگ نسیم
فرهان آریانا
این پایان پیوستگی است یا آغاز همبستگی؟؟؟؟
فرهان آریانا
شیفتگی - همون عشق اصطلاحی - یعنی اینکه بتونی باخیال راحت جاخالیای زندگیتو به کسی بسپاری تا پرش کنه و البته طرف بنا یا پطروس نباشه که بخواد جاخالیای همه رو پرکنه...
فرهان آریانا
تکیه بر دست توانمند تو دارم یا علی ....
فرهان آریانا
در فکر فرو میروم آیا چه کرده ام ...
فرهان آریانا
خداحافظ ای کوچه ها ، دردها .... خداحافظ ای شهر نامردها
فرهان آریانا
تمام بغض من این یک کلام است ...
در بهار زندگي احساس پيري ميکنم ...
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 9 ساعت و 8 دقيقه قبلبا همه آزادگي فکر اسيري ميکنم ...
بس که بد ديدم ز ياران به ظاهر خوب خود ...
بعد از اين بر کودک دل سختگيري ميکنم ...
در به رويم بسته ام از اين و از آن خسته ام ...
من به جمع آشيان پاشيدگان پيوسته ام ...
اي خداي آسمان بهتر تو ميداني که من ...
بارها در راه او تا پاي جان بنشسته ام ...
شمع بودن زره زره آب گشتن تا به کي ...
راه پر خاشاک را آرام رفتن تا به کي ...
در به رويم بسته ان از اين و از آن خسته ام ...
من به جمع آشيان پاشيدگان پيوسته ام ...
اي خداي آسمان بهتر تو ميداني که من ...
بارها در راه او تا پاي جان بنشسته ام ...
در بهار زندگي احساس پيري ميکنم ...
با همه آزادگي فکر اسيري ميکنم ...