فرهان آریانا
داغ یک غنچه زمین میزندم ....
فرهان آریانا
این چه حسی است که زبان آدمی از بیانش عاجز شده و از زبان هنر فریاد میزند؟ ...
فرهان آریانا
جریان زندگی در تقابل تضادهاست (دکتر پدرو آواکیان ) .... اما دم بروبچ گرم .... جریانو عوض کردند .... یعنی الآن زندگی در اجتماع تضاد هاست ....
فرهان آریانا
غرور ... اثر استاد فرشچیان !
فرهان آریانا
تنها گناه من ای دوست زندگی است ...
فرهان آریانا
امشب از یاد تو پر خواهم زد ...!
فرهان آریانا
بیادت اشک میریزم سحرگاه ...!
فرهان آریانا
با هرچه هست ... قلب تورا می توان شکست ...!
فرهان آریانا
السلام علیک یا قمر بنی هاشم ...!
فرهان آریانا
همه رفتند کسی دور و برم نیست ...!
فرهان آریانا
خوشبختی یعنی ساختن زیباترین خاطرات برای فرداها ...!
تو ای مادر ، که یک عمره دلت با غصه دمسازه ...
13 سال و 22 روز و 10 ساعت و 14 دقيقه قبلصبوری های تو مادر منو به گریه میندازه ...
مثه یک طفل خواب آلوده من محتاج آغوشم ...
از اون لالائیات مادر، بخون بازم توی گوشم ...
برای سرنوشت من تو دلواپسترین بودی ...
برای اشکهای من همیشه آستین بودی ...
تو ای همیشه غمخوارم، تو ای محرمترین یارم ...
به نام نامی مادر، همیشه دوستت دارم ...
نوازش کن منو مادر، که فرزند تو غمگینه ...
کی میخواد بعدازاین، توو قلب من، جای تو بنشینه ...
گل من روزگار روزی، تورو از شاخه میچینه ...
در آغوشم بگیر مادر، که رسم روزگار اینه ...