دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

فلور

\"زندگی هنوز خوشگلی هاشو داره؛پاشو یه دوش بگیر همه ی غمارو بریز تو چاهک بره پی کارش...\" درباره »
فلور
زن - مجرد
امتیاز: 3195

دنبال‌شدگان

(432 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(431 کاربر)

گروه‌ها

(236 گروه)

بازدید

فلور
فلور

یه بار بهم گفته بود"تو نقش خورشید در آبی" و به خودش میگفت "سیاهی ه شب های بی مهتاب" . . .!

علی فلاح
علی فلاح

یک دنیا ادعا! یک دنیا توقع! برای چی؟ برای کی؟! این روز برای شما هم هست، دیر یا زود! گیرم من بچه! من عقلم ناقص! شما که بزرگی؛ شما که ادعات میشه از همه سر تری! شما توقع داری همه بچه های خواهرت باید نوکریتو کنن! برای چی؟! گناه ما چیه که خواهر زاده شما شدیم؟! کم خواهرتو دق دادی؟! تا مادرم بود، احترامتو نگه داشتم اما خودت مسیرتو جدا کردی! چیزی ازت کم نمیشد که می موندی و یک شب خونه خواهرت سحر میکردی! پس این حرف ها رو هضم کن و شکایت منو پیش بزرگترم نکن! با این کارت نشون دادی خیلی فکرت منجمده! چون بزرگترم میدونه هرگز من کاری رو بیهوده انجام نمیدم! تا هفتم هم صبر کردم.. هفت روز بی مادری ، بی دایی و بی خاله بودن سخته! اگه دوستام نبودن، این 7 روز معلوم نبود چه به روزم میومد! وای به روزی که آدم مادرش رو از دست بده ، دیگه حتی دایی و خاله هم با آدم غریبه میشن!

و 1 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
گـلـپــری
DSC00310.jpg گـلـپــری

وقـتـی کـ ِه مـیـره جـزایـر قـنـاری تـا اسـتـراحـت کـنـ ِه ُ آفتـاب بـگـیـره

و 9 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
علی فلاح
علی فلاح

3 روز بود که از حرف زدن عاجز شده بود! تنها کسی که می تونست از جاش بلندش کنه و بغلش کنه تا روی تخت بشینه، بودم! شب 22 فروردین بود! بیمارستان 22 آبان لاهیجان! بخش زنان! به همراهِ تخت بغلی سپردم که من بیرون نشستم! اگر کاری داشت ، منو صدا بزنه! 10 دقیقه ای بود که نشسته بودم ؛ داداش! داداش! نگاش کردم، گفت بیا، دنبالِ توئه! دوان دوان رفتم و رسیدم! نگاهم کرد و با اشاره گفت که میخواد بره بالاتر! بغلش کردم، گفتم بگو ، آروم زمزمه کرد و رفتیم بالاتر! کنارش نشستم، خوابیده بود! یهو بیدار شد، نگام کرد ، اشاره کرد که میخواد بلند بشه؛ بغلش کردم اما نه! پیشونیم رو بوسید! بغض کردم رفتم بیرون..

و 30 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
علی فلاح
علی فلاح

مادرم رفت.. من موندم و هزاران حرفِ تو دلم.. چه زخم و زبون هایی که بهش زدن و بعدِ مرگش اومدن زار و زار گریه کردن! خواهر! برادر! خاله و دایی و .. که هرکدوم وقتی مادرم مریض بود اونا هم مریض بودن!! همه از مریضیش خسته شده بودند اما من مونده بودم و نفس های آخرش و ضربان قلبی که شروع به صفر شدن کرده بودن! انگار همین الانه!! 125 - 100 - 85 - 66 - 50 - 37 و صدای هشدار!! همین جا بود که بغضم ترکید! به بی مادر شدن نزدیک میشدم.. هر لحظه بیشتر از پیش.. فریاد زدم.. پرستار! کجایین؟! مادرم داره از دست میره! ضربان قلب 0 شده بود و ضربان قلب من 120 شاید هم بیشتر! شوک! ماساژ قلب! تنفس مصنوعی هم نتونست جلوی بی مادر شدن من در روز تولدم رو بگیره.. و اینطور شد که من تو روز تولد 22 سالگیم یکی از نعمتهای بزرگ زندگیم! تنها غمخوارم! تنها کسی که کلمه به کلمه حرفم رو می فهمید! کسی که تا آخرین لحظات زندگیش ، کم نیاورد و برای اینکه دل پسرش رو به درد نیاره، سوال میپرسیدم خوبی مامان؟ با چشماش میگفت آره! که مبادا من ناراحت بشم! رو از دست بدم و هر سال تو این روز برای مادرم سالگرد برگزار کنم! مادرم رفت اما همیشه با من هست!

و 62 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
فلور
فلور

هوووووووووووووف!الان 3سااااااااااااعته دارم تـــــــرول بازی میکنم!نصف تنم فلج شده الان

نیما صابری
نیما صابری

اجباراً می‌شنیدیم، اراجیف می‌بافتند، چیزی برای اشک ریختن در میان صحبتهایشان پیدا نمی‌شد، اما او را می‌دیدم - میان جمعیت - تنها! و بغض در من بالا می‌رفت، که به سوگ مادر سیاه به تن کرده بود و شاید هیچ‌کس جز او از نبود مادر غمگین نبود ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
محمدحسن مزروعی
محمدحسن مزروعی

آرزو دارم فقط برای یه لحظه، فقطِ فقط یه لحظه سرم از هر فکری خالی شه !

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
الهه
الهه

مادرا هیچ وقت ٍ هیچ وقت بچه هاشونو ول نمی کنن. حتی ازون دنیا... مادرا همیشه زنده میمونن

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
هیــــــــــوا
هیــــــــــوا

شعری برایت نوشته ام عاشقانه.جانی فدای تو شد لابلای حرفهابش.میگذارم روی بالشت صبح که بیدار شدی بخوان.امیدوارم دوستت دارم را پیدا کنی در این بازی کلماتم.عزیزم من را برای صبحانه بیدار نکن.خوابی رفتم صد ساله.اما تو هنوز هم چای را برای دو نفر بریز...

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

رفتیم دوتایی کلی خرید کردیم. خوش گذروندیم... یه عالمه پاستیل خرید واسه جفتمون. تو راه با خنده می گفت: به هیچ کسی نگی این همه پاستیل داریما همه ش مال من و تو : )

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
554690_448175988601060_1244752130_n.jpg الهه

فقط کسانی که زیاد گریه کرده اند می توانند ارزش زیبایی های زندگی را درک کنند و از ته دل بخندند. گریه کردن آسان است، اما خندیدن بسیار سخت. این حقیقت را خیلی زود می فهمی.

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
الهه
الهه

همه روز تولد هدیه می گیرن. اون امروز یه چیز بزرگ از دست داد... این دنیا چقد دست ٍ بگیر داره...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
اخبار دنبالر
payam-tasliyat.jpg اخبار دنبالر

آقای @علی فلاح، با کمال تاسف ضایعه در گذشت مادر گرامیتان را خدمت شما و خانواده محترم تسلیت عرض نموده و برای آن عزیز علو درجات الهی را مسئلت میداریم! روحش شاد و قرین رحمت ...

و 24 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
فلور
فلور

امروز اصن اعصاب درست حسابی ندارم,قاطیه قاطی هستم!

فلور
فلور
در وقتی...

ناراحت شدی که کسی تو روز تولدش مادرشو از دست داده,دیگه تا ابد اون روز , روز تولدش نخواهد بود.سخته خیلی.تسلیت جناب فلاح