بعدنا این موقع آروشا دخترمون داره لباساشو برای بار هزارم از کمدش بیرون میاره که بپوشه و بریم عید دیدنی باباشم غر غر می کنه که: خانووووم می دونی جای این همه عید دیدنی می تونستم چند ساعت کُد بنویسمو و کار کنم؟ می دونم دیگه
حلقه های ازدواجی که سربازان ارتش ایالات متحده نزدیک اردوگاه کار اجباری بوخنوالت یافتند. آلمان، ماه مه 1945 بنا بر گزارش های نیروهای متفقین، درطول جنگ جهانی دوم و سلطه نازی ها در این اردوگاه حدود 56000 نفر کشته شدند. این عکس پس از آزادسازی اردوگاه توسط نیروهای امریکایی گرفته شده است.
ما از وحشت فراموش کردن دیگران است که عکس آنها را به دیوار می کوبیم یا روی تاقچه می گذاریم ؛ یک وفاداری کاذب...خود ما به عکس هایی که به دیوارهای اتاقمان می کوبیم نگاه نمی کنیم ، یا خیلی به ندرت و تصادفا" نگاه میکنیم . ما به حضور دائم و به چشم نیامدنی آن ها عادت می کنیم. عکس ، فقط برای مهمان است...این را یادتان باشد که ذره یی در قلب ، بهتر از کوهی بر دیوار است .
تا ساعت 4 بعدازظهر جامو حاضرم با یه نفر عوض کنم. شما در این 4 ساعت می تونید از تمام امکانات جای ِ من استفاده کنید از جمله ذخیره ی آجیلم... فقط منو از دست این قوم نجات بدین تا برن
بالاخره همه یک روزی می میرند و صد سال که بگذرد ، دیگر هیچ کس درباره ی این که دیگران که بودند و چطور مردند سوال نمی کند، پس بهتر است همان طور که دلت می خواهد زندگی کنی و همانطور که دوست داری بمیری! گریه آرام /کنزابورو اوئه
خدا مادرت رو رحمت کنه الناز جان
بعد 10 - 11 روز که اشک چشمم خشک شده بود، دوباره ریخت ..
همه حرف دلم بود ، همه مادرها خوبن ، همه..
قدرشون رو تا وقتی هست بدونید
خواهشا یه فاتحه برای شادی روح مادر من ، مادر الناز و همه اموات بفرستید : )
این جمله ها هیچ وقت از یاد آدم نمیره...!
12 سال و 10 ماه و 24 روز و 17 ساعت و 55 دقيقه قبلیک ساله که گذشته : (