فلور
یه بار بهم گفته بود"تو نقش خورشید در آبی" و به خودش میگفت "سیاهی ه شب های بی مهتاب" . . .!
فلور
چقدر روزا تکراری شده هااااااا!خب چرا در عرض 4 روز همه ی عید دیدنی هامون تموم شد که الان خشکی اومده!عید دیدنی هم پشت هم میشه آخه؟؟؟؟؟!!!
فلور
هر وقت خواستم یه کاری رو انجام بدم، چیزی که از ته قلبم میخواستم به دستش بیارم، . . . . بهش نرسیدم و با یه نـــــــــه بزرگ روبرو شدم! . . . . انصاف نیست به خدا! . . . . انصاف نیست!
فلور
و من هنوز عاشقم آنقدر که می توانم هر شب بدون آنکه خوابم بگیرد از اول تا آخر بی وفایی هایت را بشمارم و در آخر همه را فراموش کنم !!!
این جمله ها هیچ وقت از یاد آدم نمیره...!
12 سال و 10 ماه و 24 روز و 17 ساعت و 55 دقيقه قبلیک ساله که گذشته : (