دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

فلور

\"زندگی هنوز خوشگلی هاشو داره؛پاشو یه دوش بگیر همه ی غمارو بریز تو چاهک بره پی کارش...\" درباره »
فلور
زن - مجرد
امتیاز: 3195

دنبال‌شدگان

(432 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(431 کاربر)

گروه‌ها

(236 گروه)

بازدید

فلور
فلور

یه بار بهم گفته بود"تو نقش خورشید در آبی" و به خودش میگفت "سیاهی ه شب های بی مهتاب" . . .!

فلور
فلور

از دوستای بدقول متنفرم!همش کاراش دقیقه ی نودیه اعصاب آدمو به هم میریزه!گوشیشم که خاموشه.

الهه
الهه

بعد قرار گذاشتیم خونمون هفتاد درصدش به سلیقه ی من سنتی طراحی بشه و سی درصدش به سلیقه ی فرشاد, مدرن!. مهمون ک اومد نظر بده ببینیم کی دیزاینش بهتره!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
فلور
فلور

هفته ی بعد میخوام برم نمایشگاه کتاب چی بخرم؟کمک میخوام؛ترجیحا شعر

امیر کریمی
امیر کریمی

اگه کسی بهتون گفت : عزیزم بگو چه کارائی ناراحتت میکنه تا انجامشون بهش نگیدا ، با همونا به میکشه

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
فلور
فلور

بالاخره بعد 2سال فکر کنم یهو امشب ساعت 10 چشمم خورد به سریال شمس العماره؛توی شبکه ی آی فیلم.یعنی عاششششششششق این سریالم دیگه

فلور
فلور
در وقتی...

بالاخره دامن مامان رو دوختی و واسه روز مادر آماده اش کردی

فلور
فلور
در وقتی...

امروز روز زن بود ولی کسی نبود بهت تبریک بگه،یه شاخه گل که سهله یه دونه برگ گل واست بیاره : (

الهه
الهه

ای خدای بزرگ که توی آشپزخانه هم هستی وروی جلد قرص های مرا می خوانی

این ارسال را بازنشر کرده است.
فلور
فلور

@هیــــــــــوا

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

شب اما برای من است...

این ارسال را بازنشر کرده است.
علی فلاح
علی فلاح

شب ِ عملش همه دکترا ناامید بودن! میگفتن عمل خطرناکیه! اما من ایمان داشتم که مامانم دوباره میاد پیشم! رفتم کنار تخت مامان، مامان گریان بود، گفت آخرین باره که می بینمت ، بیا دستتو ببوسم که هیچ انتظاری ازت نداشتم و این همه زحمت واسم کشیدی! خنده م گرفت، گفتم عیبه مامان جان، تو میری اتاق عمل ، قول میدم سالم و سلامت برمیگردی! باورش نمی شد ، گفت یه بار فکر نکنی از مردن میترسم و گریه می کنما ، از این میترسم که تو این سن بی مادر نشین، اگه هم رفتم نترس ، ازت راضی نیستم اگه گریه کنی واسم : ( بغض کردم ، مثل الان.. رفتم تو حیاط بیمارستان و قدم زدم ..

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
علی فلاح
علی فلاح

دیشب نمیدونستم بخوابم یا بیدار باشم! نمی دونستم خوابم یا بیدار! مادرم هر لحظه کنارم بود! با من حرف میزد!! من میدونستم که اون رفته و اون هم می دونست که پیش ما نیست! نمی دونم چرا ! گاهی یهو بیدار میشدم ببینم واقعا مامانم هست؟! میدیدم نه : ( جاش خالیه : ( دوباره چشمام رو می بستم و دوباره مادرم و دوباره درد و دل ما : ) دیگه دوس نداشتم حتی یک لحظه این خواب رو از دست بدم! حتی یک لحظه : ( مادرم گفتنی ها رو گفت و رفت! همه اون چیزهایی که توی 3 روز آخرش نمی تونست بگه : ( فقط دوباره یادم رفت بپرسم ، فردا اولین روز مادری هست که من ندارم چیزی نمیخوای برات بخرم؟ یاد روز مادرهایی بخیر که میگفتی هیچ چیز نمی خوام! یه بوسه شما منو دوباره زنده میکنه الان کجایی که بوسه ما زنده ت کنه

و 4 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
مـوج مـثـبـت
مـوج مـثـبـت
توسط آناهیتا

از امشب،دوباره رادیو هفت....دوباره آرامش... دوباره 1ساعت یه حس ِ شاد بودن...یه دیدار تازه...دوباره گفتگوی کودکان...دوباره قصه های امیر علی ...دوباره بهرام عظیمی.منصور ضابطیان.احسان کرمی.محمد صوفی.شرمین نادری.رشید کاکاوند.میلاد اسلام زاده و ...همه دوست داشتنی ها...

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

چه شبایی که تا شیش صبح صدامونو ضبط کردیم... چه فحشا که پر شد و چه حرفا که پر نشد تو کاستای آبی رنگ ِ سونی...

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

واسه مادرم برا روز مادر دارم مانتو می دوزم : ) فک کنم دوس داشته باشدش : )

این ارسال را بازنشر کرده است.