دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

فلور

\"زندگی هنوز خوشگلی هاشو داره؛پاشو یه دوش بگیر همه ی غمارو بریز تو چاهک بره پی کارش...\" درباره »
فلور
زن - مجرد
امتیاز: 3195

دنبال‌شدگان

(432 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(431 کاربر)

گروه‌ها

(236 گروه)

بازدید

فلور
فلور

یه بار بهم گفته بود"تو نقش خورشید در آبی" و به خودش میگفت "سیاهی ه شب های بی مهتاب" . . .!

فلور
فلور

هر کسی تو زندگیش یه "هامونی" داره...

فلور
فلور

آقااااااا ما میخواییم یکی رو سوپرایز کنیم ولی اون وسیله ای که میخوام باهاش عمل سوپرایزو انجام بدم دست من نیست!حالا چیکار کنم؟

الهه
IMG_1144.JPG الهه

دو سال است که می دانم بی قراری چیست درد چیست مهربانی چیست دو سال است که می دانم آواز چیست راز چیست چشم های تو شناسنامه ی ما را عوض کردند...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
الهه
الهه

اومدن خونه می گن نهار چیه؟ نه امیر پشت تلفن پرسیده بود. بعد گفتم: ماکارونی! کلی ایش و ویش و نمی دونم هوا گرمه نمیشه خورد و اینا! حرف نزدم. سر میز نشستن دوتایی دارن دومین بشقابشونو می خورن خو شما ک ماکارونی دوست دارید چرا آدمو ترور شخصیتی / احساسی می کنین آخه

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
فلور
فلور

خدایا حتی تو دنبالر هم نمی تونم راحت حرف بزنم از ترس آدمای فضول که همیشه منو میشناسن!فکر میکنم گاهی بهتره اسم خودمو جایی نگم تا راحت تر باشم!ولی از نقش بازی کردن با یه اسم دیگه هم بدم میاد!!

الهه
Photo0348.jpg الهه

: ) یادگاری از کسی ک نیست

این ارسال را بازنشر کرده است.
پشت پرده
پشت پرده

مدتیست بهشتِ خود را گُم کرده‌ام و سخت در حالِ پیدا کردنش هستم ...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
فلور
فلور

چقدر امروز روز تلخی واسم بود.خیلی تلخ : | خدایا چرا هیچ چیز زندگیم جور نمیشه؟چرا هیچ وقت نمی خندم؟ : (

Iman kamran
Photo0414.jpg Iman kamran
در خاطرات

چند روز پیش سوار شدم میخواستم برم خلاصه دیدم یک عدد ننه جلو نشسته همین که حرکت کردیم ننه میخواست شو ببنده هر چی دنبال این گشت پیداش نکرد .....قفل کمربند اون نمیدید ولی من میدیدم.....میخواستم ببینم آخرش چیکار میکنه بیخال بستن کمربند میشه یا نه.... بعد یهو .....من که اول .....گفتم بیخیال راننده که نمیبنده ....خلاصه یهو دیدم که کمربند ببنده آخه از این دیده بود که کنار خیابون وامیستن .....بنده خدا هر چی خواست کمربندو جا بندازه تو قفل نمیرفت اینقد طولش داد تا رسید به ......دیگه دید دیر شده کار از کارا گذشته .....نگاه راننده به ننه : خود ننه: من:

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
پـــری‌ســــا
پـــری‌ســــا

توی مترو نشسته بودَم ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
فلور
فلور

از شوخی های یه نفر متنفـــــــــرم.میخوام خفه اش کنم

فلور
فلور
در وقتی...

با دوست جونیت تو پیام خصوصی عکس های مشترک تونو رد و بدل می کنین و یاد خاطرات خوب می افتین...چه روزایه خوبی که گذشت به سرعت باد : (