منصور حلاج را که میبردند پای چوبه ی دار ، به خواهرش گفتند بیا برای آخرین وداع.
او هم آمد اما بدون حجاب ظاهر ؛ بدون چادر ...
مردها همه بانگش زدند که: "پس حجابت کجاست زنک ؟! "
او گفت: "من اینجا مردی جز منصور نمیبینم .
اگر مردی به جز منصور میبینید؛ نشانم دهید تا مویم را از او بپوشانم."
حالا ديگه بچه ابتدايي نيستن دخترا واسه خودشون خانومي شدن پسر ها هم مرد ولي بازم " با کودوم دســـــــت مـــــــشـــــــق بنويسن " از چي بگم شايد قصه دوست داري... مثل قصه اون همکلاسيان روستاي...اگه قصه تلخه گناه واقعيت... داستان نرگس گلاي باغ ميهن... که نشستن با صد چرا افسوس کاشکي... يه بخاري جاي چراغ نفت سوز داشتيم...چراغ افتاد توي کلاسو گر گرفت... آتشي که پوست بچه هارو مثل گرگ گرفت... يه طفل معصوم با دادو فرياد گفت... زود بدوين سمت در ولي درم قفل بود... چشام خشک شده يه کم بهم اشک بده ايزد... اين بچه ها با کدوم دست مشق بنويسن... کودکي مرد در راه کلاسي که... سوخت و منتظر يه جراح پلاستيکه... ياس هرگز نمي خواد ته قصرو ببنده... چون باز دلش ميخواد که نرگس بخنده...... از چي بگم برات اينا بچه هاي مدرسه درور زن شيراز هستن که چند سال پيش تو مدرسه چراغ نفتي اتيش گرفت و سوختن...
امشب به مادرم گفت : بهش (الهه ) بگو بره ارشد ثبت نام کنه . . . همیشه دیر میرسه به من . به زندگیم ! مردی که اسمش باباست . . . همونطور که چشمام پر از اشک بود و صفحه ی مانیتورو نگاه می کردم گفتم : وقتش گذشت . دیر رسید . . .
آره!یعنی رسما دارم کمک میکنم!تلاشااااااااا!قشنگ آسفالت میکنه آدمو به خاطر اینکه اشتباهشو گرفتم!هییییییییی!
محیا دلم برات تنگ شده بود!
بیا اونور بحرفیم!
#نصیحت » گروهی هستند که اگر احترامشان کنی تـو را نادان میدانند و اگر بیمحليشان کنی از گزندشان بی امانی / سختترین کار عالم محکوم کردن یک احمق است، خـون خودت را کثیف نکن / اگر کسانی از سر نادانی به تو خندیدند، تو برای شفایشان گریه کن / هیچگاه دنبال به کرسی نشاندن حرفت مباش و همه جا سر هر صحبتی را باز مکن، بگذار تو را نادان بدانند / اگر توانستی استخدام شوی، در اداره با دو کس رفیـق شو : آبدارچی، و یکی از بچه های حراست / اینقدر SMS بازی نکن، با اینکار فقط درآمد مخابرات را زیاد میکنی / راه تو را می خواند، اما تو باور مکن / خواستی در مملکت خودمان درس بخوانی بخوان، خواستی فرنگ بروی برو ؛ اما اگر ماندی از فرنگ بد نگو ، اگر رفتی از مملکتت ... / دانشگاه کسی را آدم نمی کند، علم را از دانشگاه بیاموز، ادب را از مادرت / اگر دکتر یا مهندس شدی، موقع معرفی خود از این پیشوندها قبل از اسم خود استفاده نکن، زیرا آن نشانه کمبود شخصیت توست ...
یه دختری داشت حرف میزد باهام میگفت دوس دارم قدم بلند باشه ووو پرسیدم چرا گفت دوس دارم و هرچی گفتم باز حرف خودشو زد اما دلیلایی زیرو آوردم و نظرش تغییر کرد ... شاید پستم جالب نباشه اما خواستم بنویسمش ...
1- ضمایر فاعلی :
من (Yes)
تو (Dou)
او (Na)
ما (Menk)
شما (Dook)
آنها (Nrank)
2- ضمایر مفعولی :
من را، به من (Indz)
تو را، به تو (Kez)
او را، به او (Nran)
ما را، به ما (Mez)
شما را، به شما (Dzez)
آنها را، به آنها (Nrants)
3- ضمایر ملکی :
مال من (Im)
مال تو (Ko)
مال او (Nra)
مال ما (Mer)
مال شما (Dzer)
مال آنها (Nrants)
4- تعارفات معمول :
سلام (Barev)
درود (Voghjooyn)
چطوری؟ (Inchbeses?)
حالت خوبه؟ (Kefed lava? ، در این عبارت واژه "کیف" عربی است)
متشکرم (Shnorhagalem)
متاسفم (Tsavoomem)
ببخشید (Neroghoochoon)
صبح بخیر (Bari looys)
شب بخیر (Bari gisher)
خداحافظ (Tsdesoochoon که نوع عامیانه آنByebye است و نوع لات گونه و چاله میدانی آن Tso که همان Ciao ایتالیایی هاست)
سلام
Barev(بارو)
سه
Yerek
درود
Voghjooyn
چهار
Chors
نام
Anun
پنج
Hing
نام خانوادگی
Azganun
شش
Vets
چطوری؟
Voncess?
هفت
Yut
حالت خوبه؟
Kefed lava
هشت
Oot
ببخشید
Nerogh
نه
Ine
نه
Che
ده
Tas
بله
Ayo(آیو)
صد
Haryoor
صبح بخیر
Bariluys
هزار
Hazar
شب بخیر
Bari gisher
قیمت این جنس چقدره
Inch arzhi
متشکرم
Shnorhagalem
صبحانه
Nakhatchash
خداحافظ
Hajogh(هاجوق)
نهار
Tchash
دوست دارم
Siroomem
شام
Entrik
متاسفم
Neretsek
آب
Jur
من
Yes
نان
Hats
قیمت
Gin
ماهی
Dzook
استخر
loghavazan
برنج
Brindz
اتاق خواب
Nnjaran(ننجاران)
مرغ
Hav
آپارتمان
Bnakaran
کباب
Kyabab
خوش امدید
Bari galoost
گوسفند
Vochkhar
اسم من...
Im anoone
گوساله
Hort
یک
Mek
خوک
khoz
#بخوس چیست ؟ واژه ایسـت دندانشکن, مُخرب, مــَخوف و مـَـقرون بهصَــرفه با ساختاری ویژه, تلفظ, معانی و کاربرد های گوناگون که گیلهمردان در مواقع حساس, نفسگیر و حیاتی از آن به صورت ِ حرفهای بهره میگیرند ( ادامه در دیدگاه )
معنای استعاره ای: هر زنی که با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.
نقش سمبلیک: یک خانم مهربان و دوست داشتنی که خیلی شبیه مادر است و همیشه برای شما آبنبات و لباس می خرد.
غذای مورد علاقه: آش کشک.
ضرب المثل: خاله را میخواهند برای درز ودوز و گرنه چه خاله چه یوز. خاله ام زائیده، خاله زام هو کشیده. وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمی شناسه. اگه خاله ام ریش داشت، آقا داییم بود.
زیر شاخه ها: شوهر خاله: یک مرد مهربان که پیژامه می پوشد و به ادبیات و شکار علاقه مند است. دختر خاله/پسر خاله: همبازی دوران کودکی که یا در بزرگسالی عاشقش می شوید اما با یکی دیگه ازدواج می کنید یا باهاش ازدواج می کنید اما عاشق یکی دیگه هستید.
مشاغل کاذب: خاله زنک بازی، خاله خانباجی.
چهره های معروف: خاله خرسه، خاله سوسکه.
داشتن یک خاله ی مجرد در کودکی از جمله نعمات خداوندی است.
معنای استعاره ای: هر زنی که با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر زنی که مادر چشم دیدنش را نداشته باشد.
نقش سمبلیک: به عهده گرفتن مسئولیت در موارد ذیل: ۱- جواب همه ی فحش هایی که می دهید. مثال: عمته... ۲- جواب همه ی محبت هایی که می کنید. مثال: به درد عمه ات می خوره... ۳- توجیه کلیه ی بیقوارگی ها/رفتارهای نامتناسب شما (تنها برای دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتی. ۴- خیلی چیزهای بدِ دیگه. از ذکر مثال معذوریم...
غذای مورد علاقه: شله زرد، سمنو.
ضرب المثل: ندارد (تخفیف به دلیل تعدد در نقش های سمبلیک).
زیر شاخه ها: شوهر عمه: یک مرد پولدار که سیبیل قیطانی دارد و چندش آور است. پسرعمه/دخترعمه: همبازی دوران کودکی که در بزرگسالی حالتان را به هم می زنند.
مشاغل کاذب: Match-Making
چهره های معروف: عمه لیلا.
ترجیع بند: دختر که رسید به بیست، باید به حالش گریست. (شما رو نمی دونم ولی من اینو از عمه ام می شنوم نه از خاله ام!)
داشتن یک عمه که در توصیفات فوق صدق نکند جزو خوش شانسی های زندگی است.
معنای استعاره ای: هر مردی که با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر مردی که پتانسیل کتک خوردن توسط پدر را داشته باشد.
نقش سمبلیک: یکی از معدود مردانی که هر چند به سیاست علاقه مند است اما حس گرمی به شما می دهد، همیشه حرفهایتان را می فهمد و می شود پیشش گریه کرد.
غذای مورد علاقه: فسنجون.
ضرب المثل: عروس را که مادرش تعریف کنه، برای آقا داییش خوبه. اگه خاله ام ریش داشت آقا داییم بود.
زیر شاخه ها: زن دایی: یک زن چاق و شاد که خیلی کدبانو است و جلوی مادر قپی می آید. پسردایی/دختردایی: همبازی دوران کودکی که در بزرگسالی مثل یک همرزم ساپورتتان می کنند.
معنای استعاره ای: هر مردی که با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.
نقش سمبلیک: یکی از مردانی که شما همیشه باید بهش بوس بدهید و بعد بروید کارتون ببینید تا او با پدر حرفهای جدی بزند. یکی از مردانی که مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزی می پزد و همیشه وقتی می رود پدر ساکت شده، به فکر فرو می رود.
غذای مورد علاقه: قرمه سبزی، آبگوشت.
ضرب المثل: عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان بستند.
زیر شاخه ها: زن عمو: یک زن خوشگل که زیاد به شما توجه نمی کند و خودش را برای مادر می گیرد، دخترعمو/پسرعمو: همبازی دوران کودکی که اگر تا هجده-بیست سالگی دوام آورده باهاش ازدواج نکنید خطر را از سر گذرانده اید.
این جمله ها هیچ وقت از یاد آدم نمیره...!
12 سال و 10 ماه و 24 روز و 21 ساعت و 27 دقيقه قبلیک ساله که گذشته : (