دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

فلور

\"زندگی هنوز خوشگلی هاشو داره؛پاشو یه دوش بگیر همه ی غمارو بریز تو چاهک بره پی کارش...\" درباره »
فلور
زن - مجرد
امتیاز: 3195

دنبال‌شدگان

(432 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(431 کاربر)

گروه‌ها

(236 گروه)

بازدید

فلور
فلور

یه بار بهم گفته بود"تو نقش خورشید در آبی" و به خودش میگفت "سیاهی ه شب های بی مهتاب" . . .!

فلور
فلور

تازگی خیلی حساس شدم؛هر چیزی رو یه جوری تعبیر میکنم؛از هر حرفی دلخور میشم؛خسته شدم؛خیلی!

فلور
فلور

هییییییییییییییی؛یه جوری حرف میزنه که با بقیه اونجوری نیست؛تازگی احساس میکنم خیلی منو میکوبه؛ولی عوضش هوای بقیه رو داره.

الهه
الهه

یکی از بدترین چیزا اینه که به کمک دور و بریات احتیاج داری اما به یه سری نباید حرفی بزنی و از یه سری نباید انتظار داشته باشی. یه سریم که کمکی از دستشون بر نمیاد.

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آلبالو خانومیツ
آلبالو خانومیツ

تا حالا شده دلِت بخواد از یه دوستت بخوای باهات صحبت کنه و دلداریت بده و فقط و فقط دغدغَش توی اون لحظات مشکل و نگرانی تو بشه ؟ هیچکی نیس که الان ازَش اینو بخوام و بدونم که این لطف و در حقَم میکنه ... گلوم میسوزه : ( بغضم و هی قورت میدَم ... تو عمرَم اینقدر حسِ تنهایی نداشتم ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

آن که رفتنی ست به هيچ قيمتی نمی ماند. نمی توانی به چهارميخش بکشی. بگذار برود. اصرار نکن،

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
فلور
0.245240001294708805_taknaz_ir.jpg فلور

دلم می خواست زمان را به عقب باز می گرداندم .... نه برای اینکه آنهایی که رفتند را باز گردانم ؛ برای اینکه نگذارم بیایند .!!!

فلور
فلور

بعد از یه مدت طولانی اومدم دنبالر؛نمیشه این همه پست رو خوند که باووووو!اولین کارم بعد از اومدن رفتن توی پروفایل این چند نفر بود؛واقعا که حرفاشون واسم جالبه،فرق داره با بقیه!شاید چون چندتاشون مدیرای دنبالر هستن حرفاشون پخته تره!

الهه
الهه

همکار مادرم دیشب منو تو خیابون دید . با خنده میگه : مادرت خیلی الهه خانومااا تو خونه ام همینه ؟! گفتم : مادرم بهترین آدم زندگیمه . اگر جایی هم فکر کردم دیکتاتو ر بوده چند روز / چند ماه / چند سال بعد فهمیدم حرف درست رو زده . . . همکار مادرم دیگه حرفی نزد .

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

تو کلاس خانم حق پناه همیشه حواسم دنبال کبوترچاهیا بود که زنگای کلاس میومدن تو حیاط مدرسه خورده غذای بچه ها رو میخوردن . کلاس ما طبقه ی اول کنار حیاط بود و جای من هم کنار پنجره بود . مادرمو خواسته بود خانم حق پناه واسه اینکه کبوترا رو نگاه می کنم . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

یه هفته از مدرسه گذشته بود . کلاس بودم و اسم معلممون خانم بود . سن و سال بالایی داشت اونم برای کلاس اولیا . عادت داشت بگه هر چیزی رو که تو کلاس میگه ما هم تکرار کنیم . یه روز برگشت بلند گفت : خانم . . . چرا تکرار نمی کنی حرفامو دختر ؟! بلند شدم گفتم : خانوم اجازه ؟ به نظرم بچه ها بیشتر از اینکه تکرار کنن باید بخونن و . . . اولین خاطره ی اخراج از کلاسم بود و آخریشم نبود . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

یه چیزایی هیچوقت بر نمی گرده . مثل روزای مدرسه . این روزا تلخ وشیرین زیاد دارن اما بر نمیگردن . کاش دوباره دوم دبیرستان بودم . . . قدر روزاتونو / خودتونو بدونید . پائیز همیشه هم بد نیست . . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
الهه
الهه

از دو ساعت دیگه : هر روز پائیزه . . هر هفته پائیزه . . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.