كامياب
هنوز هم عاشقانههايم را عاشقانه براي تو مينويسم.. هنوز هم در ازدحام اين همه بي تو بودن از با تو بودن حرف ميزنم.. هنوز هم باور دارم عشق ما جاودانه است.. ا ين روزها ديگر پشت پنجره مينشينم و به استقبال باران ميروم. ميدانم پائيز، هنوز هم شورانگيز است.. ميدانم يكي از همين روزها كسي كه نبض زندگي من است، كسي كه جز تو نيست بازميگردد.. ميدانم تمام ميشود و ما رها ميشويم؛ پس بگذار بخوانم: اولين عشق من و آخرين عشق من تويي نرو، منو تنها نذار كه سرنوشت من تويي..
كامياب
در فصل تگرگ عاشقت میمانم، با ریزش برگ عاشقت میمانم هر چند تبر به ریشه ام میکوبی، تا لحظه مرگ عاشقت میمانم
كامياب
وقتی تمام شیرها پاکتی اند وقتی همه پلنگها صورتی اند وقتی پهلوانانش دوپینگی اند ایراد مگیر عشق ها ساعتي اند
كامياب
دل ناله کند از من ، من ناله کنم از دل ، یارب تو قضاوت کن دیوانه منم یا دل؟
كامياب
صندوقچه ای بهر دلت خواهم بود / دریا شوی ، تو ساحلت خواهم بود / ای یار تو که قایق عشقم باشی / من هم ملوان زبلت خواهم بود .
كامياب
آه اگر در این شبهای سرد خیالت با من نبود از سرمای نبودنت بی شک ... مرده بوده ام !
كامياب
گرامی ترین و زیباترینها در جهان ، نه دیده می شوند و نه حتی لمس می شوند ، آنها را تنها در دل باید لمس کرد .
كامياب
داور قلبم نه سوت دارد نه کارت قرمز! راحت باش تادلت میخواهد خطا کن…
كامياب
موج میزند برق نگاهت امشب ، باز تو در کنارم نیستى بازهم باغم نبودنت خوابم برد، بردیم به شهر رویاها و خودرفتى !
كامياب
به اندازه گریه گنجشک دوستت دارم فکر نکن کمه. گنجشک وقتى گریه میکنه میمیره . . .
كامياب
اگر گاهى ندانسته به احساس تو خندیدم , ویا از روى خودخواهى فقط خود را پسندیدم اگر از دست من در خلوت خود گریه اى کردى,اگر بد کردم و هرگز به روى خود نیاوردى اگر زخمى چشیدى گاه گاهى از زبان من,اگر رنجیده خاطر گشتى از لحن بیان من …حلالم کن.
كامياب
عشق را تن پوش جانم میکنی / چتری از گل سایبانم میکنی ای صدای عشق در جان و تنم / آن سکوت ساده و تنها منم من پر از اندوه چشمان تو ام / آشنای دل پریشان تو ام آتش عشق تو در جان منست / عاشقی معنای ایمان منست کی به آرامی صدایم می کنی / از غم دوری رهایم می کنی ای که در عشق و صداقت نوبری / کی مرا با خود از اینجا می بری ؟
كامياب
میان بازها یک باز تنهاست .... در اوج قله بی اواز تنهاست ... کبوتر با کبوتر هم غریب است... کبوتر با کبوتر باز تنهاست...!
كامياب
نمی دانم انــگار کسی برایم نماز باران خوانده که این روزها اسمان چشم هایم همیشه بارانی ست...