كامياب
پرنده ای که مرده بود به من پند داد که (( پرواز )) را به خاطر بسپارم
كامياب
سردم است بی خیال انتظارت می شوم شیشه هم سنگ تو را به سینه زد که شکست؟...
كامياب
غرورم ترک خورد وقتی از دستت افتاد نه! وقتی رهایش کردی . . . غرورم تنها دارایی ام تنها خود ساخته ام خسیس می شوم! آری دیگر داشته هایم را به این و آن نمی سپارم . . . غرورم باید دوباره بسازمش از نو یک غرورِ نشکن . . . کاش می فهمیدی غرورم ظرفهای چینی آشپزخانه نیست که بتوانی به راحتی دور بریزی
كامياب
خواستن فقط گاهی اوقات توانستن است!"
فقط گاهی اوقات!
كامياب
پریشانم به قله که می رسم باور نمی کنم می دانم این دایره ی سرگردان می چرخد و اوجم را وارونه می کند
كامياب
دلــــم برای خودم ســـوخت وقتـــی صدایـــم کردی... "شما "
كامياب
حالا که خواب نیستم و به عشق تو نفس میکشم تو بخواب تا من برات لالایی عشق رو بگم حالا تو به رویاها برو ببین اونجا تو زیباترین رویای منی ...
كامياب
شاید این تو نبوده ای که رفته ای شاید این منم که باید برگردم بیا قراری بگذاریم هردو به سمت هم قــدم برداریم دنیا کوچک است میدانم بهم دیگر میرسیم
كامياب
غروب ِغریبانه ی ِعشق چه بیصدا رفت ُ ساکت بود طلوع ِ تنهایی ُ شب های ِ دل کندن افسوس و صد افسوس که تقدیر ما این بود ...!!!
كامياب
به راه ِ تو آمدن خطاست دیگر حتی وسوسه ی دوست داشتنت نمیشوم که عشقت نردبانی نبود به آسمان چاهی بود به قعر تباهی ...هلاکت دل و جان .....!!
كامياب
روی قبرم بنویسید : وفادار برفت... آن جگر سوخته... خسته از این دار برفت...
كامياب
ما تعبیر خوابی هستیم که دیروز برای فردا دیده بود
كامياب
دوباره آمدم اما كمي غمگين تر از قبلم دلم طاقت نياورده هنوز انبوهي از دردم دوباره آمدم اما هنوز دلگيرم از دنيا به اميد فراموش تموم بي وفايي ها