محمدعلی
توسط پیامک
برخیز و پرچم را ببر، بر سردر خانه بکوب!
محمدعلی
به تاریخ دلتنگی، ثبت نشده
محمدعلی
کلی حرف برا نزدن , کلی چیز برای ندیدن ,, و فعلا سکوت و تاریکی .. !
محمدعلی
نمیدونم چجور اولین دیدار کجا رُخ داد / کجا دستای ما باهم گره خورد؟!
محمدعلی
برعکس من عاشق نوشتنم ، وبلاگ ، مینیمال ، اساماس / نمیتونم زُل بزنم به چشماش و بگم چرا میشه موند ، من عاشق نوشتنم که چطور میشه موند !
محمدعلی
تو از من دوری اما من / دچار عطر دستاتم
محمدعلی
انقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده
محمدعلی
میشینم رو به روت ، از چشمات نُت برداری میکنم / یه کلیشهی دوستداشتنیِ تکراری!
محمدعلی
امشب / قصدِ حیاط میکنم. در را باز میکنم اولین منظرهای که به چشم میخورد شبِ تار و حیاطی ریگفرش شده است، بهعلاوهی یک دست میز و صندلیِ چوبی ..

13 سال و 2 ماه و 10 روز و 13 ساعت و 53 دقيقه قبل