محمدعلی
نه آوایی، نه رویایی، نه دنیایی بیتو مانده به جا، نه میدانی ماجرای مرا، دلِ با درد آشنای مرا.
محمدعلی
از کجای شبِ قصه بپرم، که تو آغوش تو بیدار بشم /
محمدعلی
"گفت: چرا باید آدم فصلی رو که توش دنیا اومده رو دوست داشته باشه؟! / گفتم: راس میگی مثِ من ، کاش تو زمستون دنیا میومدم"
محمدعلی
دلم میخاد برم روی بلندی ، تپّه , کوه هرچی ,, فقط داد بزنم ؛
محمدعلی
"درخت میکارن تا باهاش دسته تبر بسازن" / این روزا بدجور داره خودنمایی میکنه این جمله جلوی چشم هام . .. !
محمدعلی
توسط پیامک در
عباس معروفی
دنیا بی ارزش نیست / فقط، انسانی زندگی کردن خیلی سخت است
این گریههای تو از زخم بدتر نیس ..
13 سال و 3 ماه و 12 روز و 22 ساعت و 14 دقيقه قبل