motefavet
نه از مهر و نه از کین می نویسم نه از کفر و نه از دین می نویسم دلم خون است، می دانی برادر دلم خون است، از این می نویسم
motefavet
دست تبر رسید و درختی بریده شد/ از باغ ما درختی اگر کم شود چه باک؟!
motefavet
این که با کسی که بی قرار نیست صبح و شب گفتگو کنی که انتظار چیست خنده دار نیست؟ .... خنده دار نیست؟ این که با کسی که در دلش قرار نیست صبح و شب گفتگو کنی که انتظار چیست؟
motefavet
جز سایه ای نماند ز من با طلوع عشق/ آن نیز با غروب تو نا چیز می شود
motefavet
ای عشق! ای عمیق ترین احتیاج ها!/ درمان دردها و خود از بی علاج ها
motefavet
یاد آن روز بخیر که در صفحه شطرنج دلت / شاه عشق بودم و با کیش رخت مات شدم
motefavet
تا توانی دلی به دست آور / دل شکستن هنر نمی باشد
motefavet
تلفیق چشم شیر و غزال است چشم تو / چون با غرور و عشق گلاویز می شود
motefavet
دل داده ای به منطق نازک تــرین خیال /هر قــــــدر هم دلایل محکم می آورند
motefavet
شانههایم تاب زلفت را ندارد، پس مخواه / تختهسنگی زیر پای آبشاری بشکند
motefavet
دفترچه ی قسطهايم را ورق ميزنم؛تمامي ندارد؛تا اخر عمر بدهکار رحمتت هستم اي خداي مهربان...