@jasmin ... میشود #عزیز کسی بود ... بی آنکه #نگاهت ... در نگاهش #غرق شده باشد ... تنها کا[!]ت ... #دلت در دلش ...#نوازشی را ... #حس کرده باشد ... و من ... در دل مهربان تو مهربانم ... #نوازش-باران را چشیده ام ... "ارکیده " ... « تقدیم به جاسی عزیزم بخاطر مهربونیاش »
@Nazanin ... میدانم #اشکهایم ... آنقدر نامرئیست ... که تنها #دوست مهربانی چون تو ... میتواند با #چشمهایی به مهربانی #نور ... ببیند و با تمام #مهربانیش ... به #دلداری دل خسته ات بیاید ... "ارکیده" ... « تقدیم به #نازنین عزیزم که تا غم به دلم نشسته به دلداریم اومده »
بعد از ظهری با یه حال بد از #خواب پریدم ... نفس نفس میزدم ... بالشم از #اشک خیس بود ... دیدم #تب دارم ... قبل #اذان بود ... خوابم آشفته تر از اونی بود که #توانی برای بلند شدن تو #وجودم باقی بذاره ... فقط همه #جونمو جمع کردم ... #گوشی رو برداشتم ... برای @✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ یه #پیام نوشتم ... " اُرکــــــیده قرینِ آرشِ عزیزتر از جانم "
میخوام یه تشکر خاص و پر از مهر از همه ی دوستان عزیزی بکنم که روز 10 شهریور رو به من و @✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ عزیزدلم تبریک گفتن ... واقعا وقتی این همه لطف دوستان رو دیدم قلبم از محبتتون پر شد ... به وسعت دل پر از مهرتون ازتون ممنونم ... میخواستم خطاب بزنم اما انقدر دوستان گلم زیادن که دیدم یه جمله میتونه همه شون رو درون خودش جای بده ... " #همه-ی-دوستان-عزیز-من " ... این جمله میتونه کسی رو از قلم نندازه ... بازم ممنونم از همه تون " اُرکــــــیده قرینِ آرشِ عزیزتر از جانم "
چندین بار #زمزمه اش کردم ... " درشب #گیسوان تو , مَست به #خواب میروم ... " ... تمام وجودم پر از #حسرت داشتن عاشقی چون #شاعر این شعر ... #زبانه میکشید ... و حسی ناشناخته ... آرام در #گوشم میخواند ... این شعر روزی ... برای #تو از #نـــــــــــــو ... #سروده خواهد شد ... " اُرکــــــیده قرینِ آرشِ عزیزتر از جانم "
دستهای دلت را
13 سال و 21 روز و 19 ساعت و 17 دقيقه قبلبه آسمان بسپار ...