#بازنشر یعنی ... ஜ دوست خوبم ... نوشته ای که گذاشتی #حرف-دل من هم هست ... اما آنقدر برای نوشته ات یا سلیقه ات احترام قائل هستم ... که بجای #کپی کردن ... با اسم خودت بازنشرش میکنم ... تا همه بدانند همه #دوستان-خوب-من ... #هم-دل-های-خوبم هستند ஜ ... "ارکیده"
سر کلاس #تفسیر موضوعی قرآن دانشگاه ... یکی از #هم-دوره ای ها با من بود و کنارم می نشست ... استادمون یه خانومی بود که بیرون کلاس فقط #چشمهاش مشخص بود و من چندین بار که میخواستم ازش #سوال بپرسم تو راه رو گمش کردم و بعد شک اینکه این همونه نذاشت برم جلو ... بگذریم ... چیزی که از اون کلاس #یادمه ... #توهین همیشگی اون استاد ... به #دخترک هم دوره ای من ... بخاطر #لاک-های-قرمزش بود ... یادمه یه بار #دقیقا بهش گفت ... الهی بذارنت تو #گور ناخن هات که مایه #فسادن , #بپوسه ... بعد از کلاس ... #یک-ساعت طول کشید تا تونستم دخترک رو که از هر چی #خداست ترسیده بود آروم کنم ... و چه کار سختی بود برای من ... که ظاهرا ... #مذهبی بودم ... مثل اون استاد ... که #ظاهرا مذهبی بود و #باطنا ... کاش درونمون ایمان داشته باشیم ... خدا از پیامبرشم نخواست برای #اَمر-به-معروف و نَهی از منکرش #دِل-بشکنه ... چه برسه به #بنده هاش ... #پــــــــــــیامبر ما ... پــــــــــــــیامبر #مهر بود ... #مِـــــــــــــــــــهر ... "اُرکـــــــــــــیده"
#نترس ... قلم را که برداری ... آنقدر مهربان هست ... که گوشهای کوچکش را تیز کند ... تا تمام #حرفهای-دلت را روی کاغذ نقاشی کند ... #حرفهای-دلت ... بسیار شنیدنی تر از #کپی هاست ... "ارکیده"
دوستان من که ارکیده رو فقط بخاطر خودش و قلمش دوست دارید
دلتون همیشه پر از آرامش
دوستانی که ارکیده رو نمیشناسید و حذفش میکنید
دلتون بی کینه قضاوتِ غلط , آفتِ ایمانِ
چرا ما #خوشحالی کردنو بلد نیستیم ؟ ... فقط بلدیم مثه #بچه ها وقتی بازی رو میبرن بجای #لبخند ... به #بازنده ها #زبون درآریم ... اما الان خیلی وقته #بزرگ شدیم ... #انتخابات بازی نبود ... #بازنده نداشت ... همه #نظرمامونو گفتیم ! ... چرا #بلد نیستیم به نظر هم احترام بذاریم؟ ... این زبون درآوردن ها #یعنی-چی آخه ؟؟؟ ... "ارکیده"
گاهی آنقدر #دلت از این دنیا میگیرد ... که #آرزوی یک #زنگ-تفریح در این میان , #گلویت را سخت میفشارد ... به آسمان نگاه میکنی ... و میگویی ... #خدایا میدانم این امتحان من است ... اما کمی آرامتر ... من #ضعیف تر از آنم که مینمایم ... کمی آرامتر ... مگر در کتاب آسمانیت نگفته ای ... "لایکلف الله نفسا الا وسعا"؟ ... "ارکیده"
در تمام #دنیای-تنهاییم ... یک #شمع داشتم ... که آن هم ... هی #روزگار ... باشد عیبی ندارد اما بدان ... روزی میرسد که با شمع های #عشقی-رویایی ... دنیای تمام #تنها های عالم را ... نور #باران میکنم ... در انتظار آن روز ... با نور #ماه آسمان ها خواهم زیست ... "ارکیده"
ماه آسمان ها استعاره ایست از آنکه
نگاهش آرام دلهاست
و نورش در آسمان
مایه ی امید
ماه تنها یک اشعه کوچک
از نور آن مهربانیست
که ذکرش به قلب خسته مان
نفسی برای تپیدن میدهد ... "ارکیده"
ممنونم فردای عزیزم ...
ماه نسوخته یِ همیشه دکمه به اسمون دلم ؟
خدا ؟
همونی که دستاش دَف داره به رقص زنده بوده هاش ؟
همون؟
منم همون دلیمو ارزوست ..دلی که ماه نسوخته ای همیشه دکمه امید پیرهنش میشه ..
#میدانم ... گاهی بعضی شعرها حرف دلت را بهتر از خودت میدانند اما ... ما در #دنبالر ... #به-دنبال-بهترین-شاعر-ها-نیستیم ... ما تنها برای شنیدن حرفای دل شما که دوست خوبمان هستید ... در این دنیای مجازی مانده ایم ... دوستان جدید و خوب من ... #کپی کردن را کنار بگذارید تا ... لبخند قلم راه را نشانتان دهد ... "ارکیده"
من و @✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... تو چندین جامعه مجازی عضو بودیم و هربار مزاحمت ها و حسادت ها ... نذاشت بی دردسر کنار هم باشیم ... تا این که ... @*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥* عزیزم #دنبالر رو به من معرفی کرد ... و ما دوباره #کوچ کردیم ... محیط خوب اینجا ... هم #قلمم رو رشد داد ... هم از کنار شما و #آرش عزیزم و بقیه دوستانم بودن #لذت بردم ... ممنونم دنبالر ... #تولدت مبارک ... "ارکیده"
#شُعورم را جا گذاشته ام ... هَمراهت که باشد ... همه جا #خَرجش میکنی ... #غافل از اینکه ... این روزها ... کمی #بیشُعوری ... برای #روح لازم است ... نَه برای روح #خودت ... برای روح #آنانکه چون #تو ... #شُعورشان را جا گذاشته اند ... " اُرکـــــــــــــیده "
دستهای دلت را
13 سال و 21 روز و 18 ساعت و 9 دقيقه قبلبه آسمان بسپار ...