هر شب تمام باورم را میگذارم تا شاید ... از یاد ببرم #بیدار-شدن را ... و چه لحظه ی تلخیست که هر روز ... تمام زخمهایم را کنار بودنم در یاد دارم هنوز ... "ارکیده"
شب میلاد #مردی است #که ... آنقدر #مردانگی روی شانه هایش داشت ... که #دستهایش را ... به بهای رفع #تشنگی#کودکانی#معصوم فدا کرد ... مردی که نامش ... آرام قلب بیقرار دوستدارانش است ... و آنقدر #کریم است که هرکس دست به دامان مبارکش بیاندازد ... چه مسیحی ... چه یهودی ... چه مسلمان ... دست ردی به سینه اش نمیزند ... ☆ میلاد حضرت #ابوالفضل (علیه السلام ) بر آنان که نامش در قلبشان میدرخشد , مبارک ☆
همه ما یاد گرفتیم ... #انگشت-اتهام رو به طرف همدیگه بگیریم و بگیم : #تو ! دقیقا تو ! ... و خودمون رو بکشیم کنار ... که یعنی من #فقط-گوینده ام ... بیایم یه بار فقط #یه-بار ... #سوزن رو به خودمون بزنیم ... بگیم ... من ... #خود-من ... این #عیبو دارم ... شما #مراقب باشین نداشته باشین !
این #گل رو یه شب خیلی به یاد موندنی از @✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ عزیزم #هدیه گرفتم ... هنوز عشق #نگاهش تو ذهنمه ... همه نگاهمون میکردن با این گل قرمز تو خیابون ولیعصر ... یادته عزیزدلم ؟ ... این گل رو خشک کردم و یادگار یه شب به یاد موندنی و یه #عشق-پاک نگهش داشتم ... "ارکیده"
کاش #پرنده مردنی بود ... نمی میرد ... و با #خاطرات-پرواز ... هر نفس ... #جانی دوباره میکند ... کاش پرنده #مردنی بود ... در قفس ماندن ... و خاطره ی #پرواز ... هزار بار تلخ تر است ... "اُرکـــــــــیده"
چرا بعضی ها فکر میکنن #خندیدن و #خندوندن تنها یک #راه داره ... اونم #مسخره کردن #دیگرانه ! ... چرا راه #دور بریم ؟ ... همین #دنبالر خودمون ! ... #بی نمک باشی بهتر از اینه که دیگران از #قلمت#برنجن دوست عزیز ! ... "اُرکـــــــــــــــیده"
اركيده يادته ميگفتي من ديگر به پايان نيندشم كه همين دوست داشتن زيباست؟!
چقدر برام شيرين بود،واقعا از دلت بود...ميدوني كي اين جمله رو ميگفت؟!تو نبودي! عشقت بود كه اين جمله رو ميگفت...
راستی اگه مجلسی ( عقدی- عروسی ....)در راه بود مارو بی خبر نزارینا اگه شده پیاده _سواره با خری _الاغی هرچی باشه میام هرچی باشه عروسی خواهرمه من که از داشتن خواهر بی بهره بودم خوشحال میشم برای دوتا اسطوره ی عاشق کاری بکنم....
هر روز چشم انتظار آمدنت خواهم بود ... من هر شب را ... با امید دوباره دیدنت به صبح خواهم رساند ... هر روز صبح ... یک #اتفاق-ساده را با عشق مرور میکنم ... من باشم و خیابان و تو ... و یک عبور ساده که مرهم دل عاشقم باشد ... "ارکیده"
#آرزو میکنم که ... ஜ در #دشت دوباره دویدن را ... در دهان پاهای خسته ام ... فرو ریزم و ... از یاد ببرند تمام لحظه هایی که ... در ثانیه های بی تو بودن ... راه رفتن را از یاد برده اند ஜ ... "ارکیده"
دستهای دلت را
13 سال و 21 روز و 18 ساعت و 9 دقيقه قبلبه آسمان بسپار ...