vayyy azizaam cheghad naze
manam kheili hamester dust daram vali babam hich vaght nemizare bekharam
manam ye bar mikhastam az ye morghe daryayi aks bendazam hey miparid manam hey donbalesh midoyidam akhare sar natunestam ye akse khoshkel azash begiram
kheili ghashang bud bazam aksaye khoshkeleto bezar
چرا باز لانچیکوتو در آوردی عزیزدلم ؟
آرش جان دست بزن داشته باشی جای همستر با خودم ازین سگا قد خودم میارم سرجهازیا !
والا
هنگامه جونم سوژه عکاسیت دیگه زمین هیچ هوایی بوده
دیشب رفتم تو آرشیو عکسام پیداش کردم گل من
#آقا-جان سلام ... ببخش که ما غرق انتخاباتیم و #یادمان-نیست امشب ... #شب-میلاد مبارکت است ... ما را #ببخش ... ما همان ها هستیم که تا #مشکلی به چرخ زندگیمان گیر میکند #نام تورا میبریم ... یا #ابوالفضل در هر تصادفی از زبانمان نمی افتد ... آقا جان قول میدهیم ... اولین مشکل که به تورمان خورد ... باز یاد نام باب الحوائج بیفتیم ... "ارکیده" ... ☆ میلاد پر برکت آقا ابوالفضل العباس (علیه اسلام) مبارک ☆
این #عکس رو گذاشتیم ... #دوست داشتم #خاطره قشنگشم بذارم ... #هفته آخر #عید بود ... رفتیم #پارک-جمشیدیه ... بعد چندین #سال رفتم این پارک ... @✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ عزیزمم همینطور ... همه چیز برامون #جدید بود ... گل های #لاله و #نرگسی که پارک رو برای عید #آزین بسته بودند ... اون روز ... مثل همیشه #حافظ کنارمون بود ... این عکسو یه #زوج ازمون گرفتن ... یه جورایی نون #قرض دادنی شد ... آرش جان یه #عکس از اونا گرفت ... اونام یه #عکس از ما ... روز #قشنگی بود ... خیلی #قشنگ ... " اُرکــــــــــــــیده "
من میخواستم ترو هول بدم تو آب ؟!!!من اسن دستم به تو خورده تا حالا؟؟!!! شاید تو خواب از این کارا بکنم! ولی تو بیداری... جواب بابات که هیچی جواب مامانتو کی بدم اونم من!!
اله خانوم توضیح بدین از تصوراتتون من کامل بفهمم!!
صدای چکه می آید ... صدای چکه ی روحی خیس از تنهایی ... روحی که روزهاست ... #پرستو بودن آدمیان را نظاره گرست ... و لالایی هرشبش ... صدای چکه تنهاییش شده است ... "ارکیده"
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... یک روز #مجازی بود ... روزی که هنوز ... گرمی دستهایش را ... در دستهای یخ زده ام حس نکرده بودم... و شرم نگاهش را ... دیگر خطوط #مجازی پنهان نمیکرد ... آری روزی #مجازی بود ... اما این روزها ... سخت واقعی شده اند ... تمام محبت های مجازیش ... تمام نگرانی هایش ... همه و همه ... بوی نم دار واقعیت گرفته اند ... "ارکیده"
خواهش میکنم عزیزم ... ببخش دقت نکرده بودم به قانون ... قانون قشنگیه ... قبلا من یه گروه از شاعرها عضو بودم که هر نفر یک کلمه از شعرش رو لایت میکرد و نفر بعدی با اون کلمه شعر میگفت ... کار زیباییه
الان رفتم #پروفایل یکی از #دوستان ... خیلی #لذت بردم ... میشد #احساسشو ... #نگاهشو ... اتفاقات #زندگیشو ... خلاصه #خودشو تو یه نگاه دید ... کاش به جای #کپی کردن ها ... خودمون رو به دوستانمون نشون میدادیم ... حتما اون ها هم مثل من ... از دیدن دوستاشون #لذت میبردن ... "ارکیده"
دستهای دلت را
13 سال و 21 روز و 18 ساعت و 9 دقيقه قبلبه آسمان بسپار ...