#غرق-گریه بودم ... #پدرم از پشت در آغوشم گرفته ... موهامو کنار زده ... آروم سرشو آورده دم گوشم ... با لبخندی و #چشمهایی پر از اشک میگه ... "لبخند تو را چند صباحیست ندیدم --- ای خانه ات آباد بگو #سیب " ... و من ... دوباره هق هق ... ببخش پدر عزیزم ... #دردم در آیه ی "لایکلف الله نفسا الا وسعها" ی خدای مهربان #میگنجد ... اشکهایم #باور ندارند ... "ارکیده"
تصوير لرزش بدنم،
اشك سوخته ام
دل ريش ريشم
غم غمهاي تو
غم غمهاي تو
غم غمهاي تو
را چگونه بنمايم...
اينجا فقط مجازيست ووسعش در محدوه الفاظ و تصاوير...
اشكـــــ از براي غصه هاي تو...نفسم سخت تنگ شده است...
ازم دوری اما دلت با منه
ازم دوری اما دلت با منه ؛
ازت دورم اما دلم روشنه
تو چشمای تو عکس چشمامه و؛
تو چشمای من عکس چشمای تو...
تو این لحظه هایی که دورم ازت...
همه خاطره هامونو خط به خط
دوباره تو ذهنم نگاه می کنم...
دارم اسمتو هی صدا می کنم کی گفته از عشق تو دست می کشم؟؟!!! دارم با خیالت نفس می کشم...
چه حس عجیبی چه آرامشی تو هم با خیالم ....
آه....نفس می کشی...
می دونم تو هم مثل من دلخوری
تو هم مثل من بغضت و می خوری...
نگاهت پر از حرف و درد دل ِ
ولی خوب تموم می شه این فاصله... دوباره مث اون روزای قدیم..
که باهم تو بارون قدم می زدیم...
از احساس همدیگه حظ میکنیم... زمین و زمان و عوض می کنیم..
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... عشق ما نه احتیاج است ... نه هدف دارد ... نه دلیل ... ما عشقمان را ... بی دلیل ساخته ایم ... آنقدر بی دلیل ... که تمام دلیل ها ... گرد عشقمان #دیواری-از-نور ساخته اند ..."ارکیده"
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... همه چیز #اتفاقی بود ... نامت که چشمهایم را برق زده کرد ... حرفهایت که ... جان دوباره به قلب یخ زده ام داد ... و شرم نگاهت که ... مرا تا مرز جنون عشقی آسمانی پیش برده است ... همه چیز اتفاقی بود ... #اتفاقی که خداوند ... روزگاریست نقشه اش را ... در ابرها کشیده بود ... "ارکیده"
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... امروز ... #محبتی را لمس کرده ام ... از #جنس قطره های #باران ... ساده ... بی ریا ... #زلال ... محبتی به گرمی دستهایی ... که تو را با تمام روحت ... در بر میگیرند ... "ارکیده"
سلام به همه مدیران گروه #عادت های دنبالریون ... بنده دو پست در اینجا گذاشتم طبق قوانینی که نوشته شده بود ... من عادتهای @✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ عزیزم که جز دنبالریون هست رو اینجا گذاشتم ... تو قوانین به چشمم نخورد که فقط باید عادتهای خودمون باشه ... من فکر میکردم همین که از عادتهای مشترک با یکی از دنبالریون باشه میشه تو گروه قرار بگیره , هرچند یکی از دوستان گفته بود تو گروهی که ده تا مدیر داره پست نگذارم اما خب من #عادت دارم تا از سوراخی خودم گزیده نشم دست برنمیدارم ! ... بهر حال ممنون که این عادتم رو یادم انداختین ! ... پستهام رو از گروه حذف میکنم و آزاد میذارم ... و دوست نداشتم پستی در تشابه با گروه بذارم خارج از گروه اما خب گاهی اجبار لازمه ! ... من #عادت ندارم جایی که قبولم نمیکنن به زور حضور داشته باشم ! ... "ارکیده"
@آرمیـــــــن A+ @◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘
ممنون که پستم رو از گروهتون #حذف کردید !
گاهی آدم از درست در اومدن پیش بینی هاش میفهمه اینجا اونقدرام مجازی نیست , آدمها همونن !
آقا مهرداد اگه این خطابو دیدی #نترس! ببین دکمه ای داره حذفش کن , شما که دست به حذفتون خوبه !
"این پست ترک گروه من از گروه عادتهای دنبالریون بود که از گروه حذف شد "
گذاشتم یادم بمونه !!!!!!
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... اولین #قهوه ای که روبروی چشمانت نوشیدم ... یادت هست؟ ... پایم که به پاهای مردانه ات خورد ... از شرم لرزیدی و من ... شیرین ترین قهوه دنیا را نوشیدم ... میدانم بدجنسی ست اما ... شرمت دوست داشتنی ترت کرد مرد رویاهای من ... "ارکیده"
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... #گیسوانم را شانه میزنم ... کجایی مهربانم ... شانه را ... اندازه دستهای تو ساخته ام ... قرارمان یادت هست؟ ... گیسوانم مهرم به تو است ... "ارکیده"
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... باید ها را کنار بگذار ... چه کسی لبخند خداوند را ... به روی عشق رویایی ما ... جز حافظ خواهد فهمید؟ ... بگذار شیرینی عشقمان ... بین #من , #تو و #حافظ ... باقی بماند تا همیشه ... "ارکیده"
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... #میدانم ... به دست آوردن #دخترک#مغرور و یک دنده کار سختی بود اما ... من #درهای-قلبم را ... تنها برای #کسی که آنقدر مرا میخواهد که ... #هفت-خان-رستمم را رد کند ... باز میکردم ... و تو ... هزار سد را ... برای داشتن #قلبم در هم شکستی ... #ببخش که دست نیافتنی بودنم ... خاطر نازکت را آزرد ... اما بدان درهای قلبم ... بعد از تو ... به روی هیچ کس باز نخواهد شد ... #هیچ-کس ... "ارکیده" ... ❤ تولدت مبارک عزیزدل ارکیده ❤
دستهای دلت را
13 سال و 21 روز و 18 ساعت و 9 دقيقه قبلبه آسمان بسپار ...