@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... دستهایت را میگیرم ... غرق در بودنت ... در #سیال-عشقمان گم میشوم ... ثانیه ها را قتل عام خواهم کرد ... من ... کنار تو ... دنیایی شعرهایم را دارم ... همین کافی نیست نازنین من؟؟؟ ... "ارکیده"
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... اتاقم #پنجره ای دارد ... به روی آسمان ... و خورشید با تمام وسعتش ... در روزنه ی کوچک شعرهایم جا میشود ... و من تمام وجودم را ... به بهای این پنجره ی دوست داشتنی روحم ... به آسمان داده ام ... "ارکیده"
این لحظه ها که دلم ... لبریز #اشکهایی است ... که فرصت باریدن نیافته اند ... تنها دلم یک خواب آرام میخواهد ... خوابی که ... در آن بیداری را از یاد برده باشم ... "ارکیده"
یک روز انتظار ... دو روز انتظار ... چند روز انتظار بکشم تا پیامی از تو وجود یخ زده ام را گرم کند؟؟؟ ... نمیترسی روزی که پیامی بفرستی ... دیگر ارکیده ات #پژمرده باشد؟؟؟ ... "ارکیده"
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... دانه های #باران را ... با دستهای عاشقم جمع خواهم کرد ... من تمام #باران را ... نگه خواهم داشت ...تا روزی که ... شانه به شانه ات ... قدمهایم را ... کنارت قدمهایت بردارم ... و #باران را ... کنار با تو بودن تجربه کنم ... "ارکیده"
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... #میدرخشیم ...در میان جمعیتی که ... گویی هزاران سال است ... در خوابی عمیق فرو رفته اند ... خوابی بی عشق ... و این روزها که عطر عشقمان را میشنوند ... گویی از خوابی چون اصحاب کهف ... برخواهند خواست ... "ارکیده"
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... روزی که داستان #شازده-کوچولو را برایت خواندم ... نمیدانستم ... روزی میرسد که #اهلی نگاهت خواهم شد ... و چشمهای عاشقم ... همه جا ... تنها تورا ... تورا جستجو میکند ... و هیچ کس ... تشنگی نگاهم را ... سیراب نخواهد کرد ... "ارکیده"
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... به #تماشای-تنهاییم آمدی ... از دور و #غریبانه ... لبخند هایم را دیدی ... اما مهربانم ... تو که عادتت بود معشوقت را ... بهتر از تمام دنیا ... نخوانده بفمی ... چطور ندانستی ... #نقاب بر چهره دارم ... و اشکهایم ... گوش #آسمان را کر کرده است ... "ارکیده"
#جانم را
کنار گذاشته ام
تا همان روز به یاد ماندنی
در همان کوچه
که روحم را به روحت پیوند زده ام
همان لحظه
به پای لبخند های فریبنده ات فدا کنم ... "ارکیده"
دستهای دلت را
13 سال و 23 روز و 8 دقيقه قبلبه آسمان بسپار ...